ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - اگر هم اشخاصى پيدا شوند كه با اصطلاح بافىها و شطرنج بازيهاى مغزى بتوانند ذهن خود را كور كرده و از كار بيندازند ، ولى براى دلهاى آدميان دلائلى است كه انكار آنها جز با انكار خويشتن امكان پذير نمى باشد
انوار حكمت نگرفته و از آتش زنههاى علوم تابناك شعله اى نيفروختهاند . آنان در ميان اين ظلمات مانند چهار پايانى چرنده و صخره هايى بسيار سختند . ) مطالبى چند در اين جملات وجود دارد كه بايد آنها را مورد بررسى قرار داد
مطالبى چند در اين جملات وجود دارد كه بايد آنها را مورد بررسى قرار داد :
مطلب يكم - امير المؤمنين آن طبيب الهى كه دوا بدست در جستجوى بيماران است ، هم طرق پيشگيرى را ارائه مى نمايد و هم مرض را مداوا مى نمايد .
مطلب يكم - امير المؤمنين آن طبيب الهى كه دوا بدست در جستجوى بيماران است ، هم طرق پيشگيرى را ارائه مى نمايد و هم مرض را مداوا مى نمايد .
پيامبران عظام و اوصياى بزرگوار آنان ، نه تنها رسالت پيشگيرى از بيماريهاى مغزى و روانى ما انسانها را دارا هستند بلكه رسالت معالجهء آن بيماريها را هم بعهده دارند . يعنى چنان نيست كه فرستادگان خدا و اوصياء و اولياء اللَّه فقط به بيان عقائد و احكام و تكاليفى قناعت كنند كه انسانها را با اعتدال مغزى و روانى در مسير « حيات معقول » قرار داده و رسالت خود را پايان يافته تلقّى نمايند ، بلكه آنان با كمال خلوص بمعالجهء بيماريها و اختلالات درونى انسانها نيز پرداخته و همان طور كه در جملات مورد تفسير مى بينيم ، طبيب الهى ( امير المؤمنين عليه السّلام ) دواهاى خود را به بهترين وجه تعبيه نموده و طرق نهائى معالجه را [ كه در آن دوران داغ كردن مى ناميدند ] با خود بهمراه داشته و بيماران را مورد مداوا قرار مى داد - آرى - < شعر > ما طبيبانيم شاگردان حق بحر قلزم ديد ما را فانفلق آن طبيبان طبيعت ديگرند كه به دل از راه نبضى بنگرند ما به دل بىواسطه خوش بنگريم كز فراست ما به عالى منظريم آن طبيبان غذايند و ثمار جان حيوانى بديشان استوار ما طبيبان فعاليم و مقال ملهم ما پرتو نور جلال كاينچنين فعلى ترا نافع بود وان چنان قولى ز ره قاطع بود اين چنين قولى ترا پيش آورد و آن چنان فعلى ترا نيش آورد آن چنان و اين چنين از نيك و بد پيش تو بنهيم و بنمائيم حد < / شعر >