تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٢ - مسئله چهارم مسابقه گذاردن در بازيهائى كه نصى بر جوازش نرسيده و عوضى نيز بر آن قرار نگذارند
شهيد ثانى در مسالك فرمودهاند مشهور در روايت مزبور اينستكه كلمه « سبق » بفتح باء است نه بسكون و بدين ترتيب قرائت فتح باء مجرّد احتمال نبوده بلكه در حدّ شهرت مىباشد و بهرصورت عمومات يادشده صرفا بر تحريم مراهنه و قرار دادن عوض دلالت مىكنند بلكه مىتوان ادّعاء نمود كه بر حرمت مراهنه نيز دلالت نمىكنند زيرا محتمل است از نهى فساد اراده شده باشد نه تحريم بلكه اظهر همين معنا است چه آنكه نفى عوض ظاهرش نفى استحقاق بوده كه عبارة اخراى فساد مىباشد.
اگر گفته شود:
از نفى واقع در روايات نفى جواز عقد اراده شده كه همان حرمت باشد.
در جواب گوئيم:
اين معنا در نهايت بعد مىباشد زيرا مجرّد ايقاع عقد بر مسابقه فسادى بدنبال ندارد تا مورد نهى قرار گيرد و اين برد و باخت و جعل رهن و عوض منشاء فساد بوده كه بايد ملتزم شويم همان منهى و حرام است.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و بفرضى كه كلمه « سبق » بسكون باء باشد همانطورى كه محتمل است از نهى نفى جواز تكليفى يعنى حرمت اراده شده باشد امكان دارد نفى صحّت منظور بوده و معصوم عليه السّلام قصدشان صرف فساد مراهنه باشد چه آنكه غالب مسابقات چون مشتمل بر عوض است لاجرم عموم يا اطلاق را حمل بر مورد غالب بايد نمود.
شرح مطلوب
قوله: فى غير ما نصّ على جواز المسابقة فيه: مسابقات منصوص الجواز عبارتند از:
ريش و خف و حافر و نصل كه قبلا ذكر گرديدند.
قوله: بل حكى فيها: ضمير در « فيها » به رياض راجع است.
قوله: دعوى الاجماع عليه: ضمير در « عليه » به تحريم راجع است.
قوله: و هو الظّاهر من بعض العبارات المحكيّة عن التّذكرة: ضمير « هو » به اجماع بر تحريم راجع است.
قوله: فعن موضع منها: ضمير در « منها » به تذكره عود مىكند.