ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - زمان بسيار سريع مى گذرد ، ولى نگاه ما باين حركت سريع از فاصلهء بسيار زياد است كه حركت سريع را كند نمايش مى دهد
بر آرزو را باين نحو مورد توبيخ قرار مى دهد : ( رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ . ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) [١] ( چه بسا كسانى كه كفر ورزيدهاند . دوست مى دارند كه كاش مسلمان بودند ، آنها را بحال خود واگذار ، بخورند و از متاع دنيا برخوردار شوند و آرزو آنانرا بخود مشغول بدارد ، بزودى خواهند فهميد ) .
٦ ، ٨ - ألا و أنّ الدّنيا قد ولَّت حذّاء فلم يبق منها إلَّا صبابة كصبابة الأناء اصطبَّها صابّها ( هشيار باشيد ، دنيا بشتاب مى گذرد و نمانده است از دنيا مگر ته مانده اى در كاسه مانند آن ته مانده اى كه كسى آنرا در كاسه ريخته باشد ) .
زمان بسيار سريع مى گذرد ، ولى نگاه ما باين حركت سريع از فاصلهء بسيار زياد است كه حركت سريع را كند نمايش مى دهد .
هر اندازه كه فاصله ما بين ناظر و جسم متحرك زيادتر باشد ، حركت آن جسم كندتر مى نمايد . حقيقت اينست كه با اين كه سازندهء كشش زمان در كارگاه مغز ما است و ما مى توانيم عبور طناب ممتد زمان را در درون خود احساس كنيم ، و چگونگى شتاب و كندى آنرا بطور مستقيم دريافت نمائيم ، با اين حال به ندرت اتفاق مى فتد كه ما چنين توجه عميقى به درون داشته و واقعيت گذشت زمان را بخوبى دريابيم . آرى ، فقط در آن هنگام كه پس از سپرى شدن ساليان عمر به عقب بر مى گرديم ، تا حدودى سرعت گذشت زمان را درك مى كنيم .
فراموش نميكنم كه روزى در بالين يك بيمار نشسته بودم كه در حدود نود سال از عمرش گذشته بود و دو روز بعد از دنيا رفت ، او هنوز هوش و دركش را
[١] الحجر آيهء ٣ .