ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - هيچ راهى براى ارتباط با اقويا ، ندارم مگر اين كه نخست حق ناتوانان را از آنان بگيرم
ندارد ، تا بتواند به كمك آنها راه خود را بسوى خدا پيش بگيرد .
١٦ ، ١٧ - رضينا عن الله قضائه و سلَّمنا للَّه أمره ( ما به قضاى خداوندى رضايت داده و امر او را تسليم به او نمودهايم ) .
ما به آنچه كه تعهد بستهايم ايفاء خواهيم كرد ، اين است وظيفهء حتمى ما ، پس از آن رضا به قضايش داريم و امر او را بر خود او مى گذاريم و براه خود ادامه مى دهيم من هرگز در زير درخت پرشاخ و برگ خلقت به اين دليل كه قوانين حاكمه بر اين درخت پرشاخ و برگ خارج از اختيار و قدرت من است به تماشاگرى محض نخواهم نشست . من از نظاره بر آيات خداوندى ، به خيرگى و شگفتى در بارهء آنها سكوت و ركود را حاصل نخواهم داشت .
من احساس جدى تكليف را در اين زندگانى به شوخى نخواهم گرفت .
من كه اشتياق و نيروى تحرك را در درونم با كمال وضوح در مى يابم ، چگونه بنشينم و در انتظار از راه رسيدن رويدادها باشم كه هر يك از مجراى خود گذشته و سراغ وجود مرا بگيرند و بمقتضاى طبيعت خود ، حيات مرا پاره پاره كرده با خود ببرند . پس تا آخرين نفس از حركت و تلاش باز نخواهم ايستاد و تا سكون چشم بر بستن از زندگانى ، حركت را از من باز نگيرد ، لحظه اى آرام نخواهم نشست . اما اين كه مبادى عالى هستى چگونه اين تلاش و كوشش را به مشيت خداوندى در قلمرو قضا و قدر مى پيوندد ، و چه محاسبه اى در ما فوق طبيعت روى اين تلاش و تكاپوها انجام مى گيرد و چيست اسرار پشت پردهء قضا و قدر الهى ، من جز تسليم بآن مقام شامخ ربوبى راهى ديگر نخواهم پيمود . آنچه كه من در بارهء آن مسئولم و تعهد قطعى بوسيلهء عقل و وجدان در بارهء آن بستهام ، مربوط به روشنائىهائى است كه بحد كافى در برابر ديدگانم گسترده است