ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
فإلى النّار [١] . ( سوگند بخدا ، اگر در هنگام روياروئى با دشمن اميد شهادت نداشتم - اگر روياروئى با دشمن براى من مقدر بود - مركبم را حاضر نموده و به آن سوار مى شدم و سپس از شما جدا مى گشتم ، و تا باد جنوب و شمال مى وزد . ( براى هميشه ) شما را نمى خواستم . هيچ بىنيازى در كثرت و انبوه عدد شما با ناچيز بودن هماهنگى و دلهايتان وجود ندارد . من شما را به آن طريق روشن ارشاد كردم كه در آن طريق هيچ كس هلاك نمى شود ، مگر اين كه فساد و تباهى او هلاكتش را ايجاب نمايد ، هر كس در اين راه استقامت ورزيد ، مقصد نهائيش بهشت است و هر كس كه از آن راه لغزيد و منحرف شد ، منزلگه نهائيش دوزخ است ) .
به اميد عبور از پل مرگ كه در پيش رو دارم ، ديدن قيافههاى رو به ناحق شما را تحمل ميكنم . انبوه جمعيت بىآرمان انسانى شما بچه كار آيد .
٥٤ - تاللَّه لقد علمت تبليغ الرّسالات و إتمام العدات و تمام الكلمات و عندنا اهل البيت ابواب الحكم و ضياء الأمر [٢] ( سوگند بخدا ، من تبليغ رسالتها و وفاء به وعدهها و همهء كلمات را دانستهام [ يا بمن تعليم شده است ] و همهء ابواب حكمتها و روشنائى امر الهى در نزد ما اهل بيت است ) .
رسالتهاى الهى و كلمات ربانى را دانستم و عمل كردم ، شما با اين كه مى دانيد انواع حكمتها و نور امر الهى در نزد ما اهل بيت است بكجا مى رويد ٥٥ - اما و اللَّه لو انّى حين امرتكم بما أمرتكم به حملتكم على المكروه الَّذى يجعل اللَّه فيه خيرا فإن استقمتم هديتكم و ان اعوججتم قوّمتكم و إن ابيتم تداركتم لكانت الوثقى و لكن بمن و الى من اريد ان اداوى
[١] خطبهء ١١٧ ص ٢٣١ و ٢٣٢ .
[٢] خطبهء ١١٨ ص ٢٣٢ .