ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
آن ذوق و هيجان ، سراغت را خواهد گرفت :
< شعر > آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار < / شعر > ١١٠ - الا و أنّ لكلّ مأموم اماما يقتدى به و يستضيء بنور علمه .
الا و أنّ امامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه ، الا و انّكم لا تقدرون على ذلك و لكن اعينونى بورع و اجتهاد و عفّة و سداد . فو اللَّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادّخرت من غنائمها وفرا و لا اعددت لبالى ثوبى طمرا و لا حزت من ارضها شبرا و لا أخذت منه الَّا كقوت أتان دبرة و لهى فى عينى اوهى و أهون من عفصة مقرة [١] ( بدانيد كه براى هر پيروى پيشوائى است كه اقتداء به او مى نمايد و با نور علمش روشنائى مى گيرد . بدانيد كه پيشواى شما از دنيايش به دو لباس كهنه و از طعامش به دو قرص اكتفاء نموده است ، آگاه باشيد ، شما قدرت باين گذشت و رياضت نداريد ولى با پرهيزكارى و كوشش و پاكدامنى و حركت در راه مستقيم بمن كمك كنيد . سوگند بخدا ، من از اين دنياى شما طلائى نيندوخته و از غنايم آن انبوهى ذخيره نكرده و بجاى لباس پوسيدهام ، لباسى ديگر آماده ننموده و از زمين اين دنيا وجبى براى خود حيازت نكردهام . از معاش اين دنيا جز توشهء چارپاى مجروح كه رو به ضعف رفته است چيزى نگرفتهام اين دنيا در نظر من پست از شيرهء تلخى است كه از درخت بر آمده باشد .
انسانهاى رشد يافته كه بمقام پيشوائى نائل آمدهاند ، پيشروان كاروان پر تلاش انسانها هستند . امروز رهبر و پيشواى شايسته اى كه در ميان شما پرتو انداخته است ، فرزند ابي طالب است . بيائيد در همهء زندگى در آشكار و پنهان و خوشىها و ناخوشىها بدقت بنگريد ، راهى را كه من برگزيدهام راه
[١] نامهء ٤٥ به عثمان بن حنيف ص ٧٨ و ٧٩ .