ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - نوع سوم - مقاومتى كه از بىشخصيتى بوجود مى آيد و تعليم و تربيت را از اثر مى اندازد
و احتمال منتفى شدن قسم دوم كه بىشخصيتى محض است بسيار زيادتر از قسم اول است كه يك عامل درونى محكم و فعال از انعقاد نطفهء شخصيت جلوگيرى مى نمايد . اثر تعليم و تربيت هر اندازه هم كه منطقىتر و والاتر باشد با فرض چنان مقاومتى امكان ناپذير مى باشد . خطر اين وضع روانى در ساليان بالاى عمر بسيار زيادتر از دورانهاى ابتدائى زندگى است ، زيرا هر چه كه ساليان عمر بالاتر مى رود ، آن مقاومت شديدتر مى شود و مبارزه با آن دشوارتر مى گردد .
اين خطر در مورد اشخاص معمولى محدود به موجوديت خود شخص او است ، يعنى خطر و ضرر مقاومت براى ادامهء بىشخصيتى فقط خود آن شخص را تباه مى كند ، در صورتى كه اين خطر در شخصيتهائى كه بجهت داشتن يك يا چند امتياز ، در اجتماع مطرح شده و وجود آنان از يك يا چند جهت الگوئى براى جامعه شده است ، وسيعتر و فراگيرتر مى باشد .
بعنوان مثال : يك نويسندهء چشمگير كه بجهت برخوردارى از هنر نويسندگى مورد توجه جامعه قرار گرفته است . هر اندازه كه مقاومت او در برابر حقايق و واقعيات بيشتر باشد و شخصيت او بجهت مقبوليت عام كه پيدا كرده است ، خود را بىنياز از تقيد به پذيرش حقايق و واقعيات ببيند و بويائى و حقيقت - جوئى را از دست بدهد ، در نتيجه نوعى بىشخصيتى خطرناك در وى بوجود مى آيد كه خود را ما فوق حقيقت مى بيند و در برابر آن ، مقاومت نشان مى دهد .
مقاومت و نافرمانى در برابر مربيان خيرخواه و معلمان تجربه ديده كه مانع از فراگيرى حقايق و گرديدنهاى تكاملى مى باشد ، حسرت و پشيمانى را حتما به دنبال خواهد آورد . در همين زندگى دنيوى در آن هنگام كه آگاهى براى انسان حاصل گردد و ضرورت و عظمت و ارزش آن حقايق كه از آنها روى گردان شده بود بفهمد ، حسرت و پشيمانى تلخى را خواهد چشيد . وضع انسان در اين موقع از دو حال خالى نيست : يا فرصتى براى جبران آن شكستها باقى است و مى تواند با تحريك اراده و تصميم آن شكستها را جبران كند ، يا فرصت