ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - صدق و وفا سپرى نگهدارنده تر از همهء سپرها
معقول گشته است ، چنين انسانى همواره بر مبناى صدق حركت ميكند ، يعنى همهء اموال و انديشهها و گفتارها و نيتهاى او بر مبناى انطباق با واقعيات انجام مى گيرد . و اگر قضيه را بر عكس فرض كنيم و بگوئيم : وفا معلول صدق است « مسئله روشنتر خواهد بود ، زيرا معناى قضيه چنين مى شود كه هر انسانى كه روحيهء حركت بر طبق واقعيات را دارا شده است ، قطعا در مسير وفاء كه عمل بر مبناى مقتضى در » حيات معقول « است ، حركت مى نمايد .
سپس امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : « من هيچ سپرى نگهدارنده تر از وفاء يا صدق نمى بينم » .
صدق و وفا سپرى نگهدارنده تر از همهء سپرها با نظر بمعناى وفاء و صدق كه در مبحث گذشته بطور مختصر مطرح كرديم ، طبيعتا باين نتيجه مى رسيم كه امير المؤمنين گوشزد فرموده است كه هيچ سپرى نگهدارنده تر از وفاء و صدق وجود ندارد . براى روشن شدن اين نتيجه ، يك توجه اجمالى به دو مفهوم ضد وفاء و ضد صدق لازم است كه بدانيم به چه علت وفاء و صدق نگهدارنده ترين سپر است و اين سپر آدمى را از چه عوارض و تباهىها مصون و محفوظ مى دارد مفهوم ضد وفاء عبارتست از تخلف از آنچه كه مقتضى مسير در « حيات معقول » است . مفهوم ضد صدق عبارتست از عدم انطباق گفتار يا كردار و انديشه و نيت بر واقعيات ، كه آن نيز تخلف از مسير « حيات معقول » مى باشد . پس در اينجا دو مسئله داريم : مسئلهء يكم - وفاء و صدق نگهدارنده ترين سپرها از تخلف از آنچه كه مقتضى مسير در « حيات معقول » است و ضد آن دو عدم انطباق گفتار و كردار و انديشه و نيات بر واقعيات ميباشد .
مسئلهء دوم - شناخت عوارض و تباهىهائى كه وفاء و صدق از ابتلاء به آن عوارض و تباهىها جلوگيرى مى نمايد .
مسئلهء يكم - با در نظر گرفتن اين حقيقت كه شخصيت انسانى در برابر