ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - نور يقين بزرگترين عامل روشنائى انسانى در تاريكىهاى شبهات براى اولياء اللَّه است
اين حرارت ممكن است معلول تماس طولانى دست با گرماى آفتاب باشد ، و ممكن است معلول تب يا ماليدن دست به اجسامى مانند پشم بوده باشد و امثال اين علل . حال اگر ما بخواهيم كار يا تفكر مهمى را بر علت مشخص اين حرارت بناگذارى كنيم و دلايل تعيين كنندهء يكى از آنها قطعى نباشد ، ما در قضاوت در بارهء آن حرارت قطعا به اشتباه خواهيم افتاد . در اين نوع از شبهات مادامى كه تقصيرى در تشخيص حق صورت نگيرد ، تنها ضررى كه خواهيم ديد ، ضرر محروميت از حق است كه بجهت نادانى براى ما وارد خواهد گشت .
نوع دوم - القاء شبهه و مشتبه ساختن عمدى حقايق است كه يكى از دلايل خبث و پليدى تبهكاران محسوب مى شود و باضافهء ضرر محروميت از حق كه بانسانهاى ناآگاه وارد مى شود ، عامل سقوط بوجود آورندهء شبهه را نيز فراهم خواهد ساخت .
٣ ، ٦ - فأمّا أولياء اللَّه فضياؤهم فيها اليقين و دليلهم سمت الهدى . و أمّا أعداء اللَّه فدعاؤهم فيها الضّلال و دليلهم العمى ( اما اولياء اللَّه در موقعيتهاى شبهه ناك با روشنائى يقين حركت ميكنند و راهنماى آنان طريقهء هدايت است . و اما دشمنان خدا ، در اين موقعيتها دعوت به گمراهى ميكنند و راهنماى آنان نابينائى است ) .
نور يقين بزرگترين عامل روشنائى انسانى در تاريكىهاى شبهات براى اولياء اللَّه است مقصود از يقين در اينجا آن انكشاف صد در صد معلوم نيست كه ذهن آدمى مانند آيينه اى صاف آن را در خود منعكس مى نمايد و بس ، بلكه مقصود آن حالت نورانى روح است كه از بكار بستن عقل سليم و عمل به نداهاى سازندهء وجدان و تعهد برين است كه با خداوند سبحان بسته شده است . اين نورانيت