ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - ترجمهء خطبهء چهلم
تو بايد توبه كنى از اين كه بر خلاف قرآن حكميت دو مرد را پذيرفتى على ( ع ) در پاسخ آنان با طريقهء الزام منطقى مى فرمايد : مقصود شما خوارج عمل به معناى حقيقى اين آيه نيست ، بلكه مقصودى كه شما پشت اين شعار داريد اينست كه حاكم بايد از همه جهات مورد تصديق خداوندى باشد و رياست مسلمين از مختصات كسى است كه حكومت او را خدا بپذيرد و آن گاه در بارهء من چنين تطبيق كنيد كه چون من با قبول حكميت از فرمان الهى منحرف شدهام ، پس شايستهء رياست نيستم در صورتى كه براى جامعهء مسلمين رياست و زعامتى لازم است كه بتواند جامعه را از هرج و مرج و اختلالهاى نابود كننده محفوظ بدارد . اگر بنا به تخيلات واهى شما من منحرف شدهام ، بنا به اصل لزوم مديريت و رياست از رسميت نيفتادهام .
البته احتياجى به گفتگو ندارد كه اين پاسخ امير المؤمنين عليه السلام چنانكه گفتيم ، براى اقناع و الزام منطقى خوارج بوده است . و الا با نظر به شخصيت الهى امير المؤمنين و گفتار پيامبر در بارهء وى :
يا علىّ أنت منّى بمنزلة هارون من موسى الَّا انّه لا نبىّ بعدى ( اى على نسبت تو با من نسبت هارون با موسى است ، بجز اين كه پس از من پيامبرى وجود ندارد ) . اين حديث تقريبا مورد اتفاق همهء مذاهب اسلامى است .
و همچنين اين حديث كه :
الحقّ مع علىّ و علىّ مع الحقّ ( حق با على و على با حق است ) .
كه در معتبرترين روايات هر دو گروه شيعه و سنى آمده است . حكومت امير المؤمنين قطعا و قطعا يك حكومت الهى بوده است و ترديد در آن ، ترديد در همهء منابع معتبر اسلامى است .
٣ ، ١٤ - نعم انّه لا حكم الَّا للَّه و لكنّ هؤلاء يقولون لا أمرة إلَّا للَّه و أنّه لا بدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر يعمل فى امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلَّغ اللَّه