ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - فرزندان دنياى گذران و فرزندان آخرت جاودان
نظم در آن مى پردازند در صورتى كه كمترين درك و فهمى در شئون زندگى دنيوى ندارند . خداوند سبحان مى فرمايد : ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) [١] ( آنان پديده اى از دنيا را مى دانند ) .
كه عبارتست از خور و خواب و خشم و شهوت و طرب و عيش و عشرت و توليد چند عدد مثل بىهدف مانند خويش آيا اينست دنيا آيا اينست راز بزرگ هستى آدمى در اين جهان بزرگ آيا اينست ارزش استعدادهاى سازندهء انسانى آيا اينست پاسخگوى « از كجا آمدهام ، براى چه آمدهام ، بكجا مى روم » و آنانكه در اين دنيا فرزندان آخرت هستند ، هنگامى كه از شير مادرشان كه اين دنيا است ، بريده شدند و از دامان پدرشان كه مزاياى فعالهء طبيعت است ، آزاد گشتند ، خود شروع به راه رفتن مى كنند ، از آزادى و استقلال و بالاتر از همهء صفات انسانى كه اختيار است ، برخوردار مى شوند ، دنيا را بهتر از دنيا پرستان مى شناسند ، زيرا آخرت را درك كردهاند و مى دانيم كه نسبت درك آخرت به درك دنيا ، نسبت درك علت به معلول و درك نتيجه به مقدمه است ، چنانكه بدون درك علت و نتيجه ، شناخت معلول و مقدمه هرگز به كمال نمى رسد ، همچنين درك دنيا بدون شناخت آخرت قطعا ناقص و محدود و ناچيز خواهد بود .
اين دنيا يك طرف معادله اى است كه بدون شناخت آخرت كه طرف ديگر معادله است ، امكان پذير نمى باشد .
و اين يك امر طبيعى بوده است كه آن متفكران و دانش پژوهان كه به شناخت آخرت اهميتى قائل نشدهاند ، همواره به جهل و نادانى خود در بارهء اصول زير بنائى و مبادى كلى و حتى شئون و پديدههاى روبنائى اين دنيا اعتراف نمودهاند و آنانكه از روى كبر و نخوت از اعتراف به نادانى و غوطه ور شدن در مجهولات سرسام آور امتناع ورزيدهاند ، بالاخره نتوانستهاند نارسائى و
[١] الروم آيهء ٧ .