ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٨ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
نخست چند مقدمه را با تفاوتى كه با مجلد اول دارند در اينجا مطرح مى نمائيم :
< شعر > آفتاب آمد دليل آفتاب گر دليلت بايد از وى رو متاب < / شعر > < شعر > و اذا استطال الشّىء قام بنفسه و صفات نور الشّمس تذهب باطلا < / شعر > ( هنگامى كه يك حقيقت بحد كمال رسيد استقلال بخود پيدا ميكند ، تشعشع حيات بخش نور آفتاب هر باطل و تاريكى را از بين مى برد ) .
در بارهء معرفى فرزند نازنين ابي طالب در گذرگاه قرون و اعصار سخنها گفته شده امروز هم ما در بارهء اين انسان كامل سخنها مى گوئيم . و بدون ترديد اين آخرين سخنان نيست كه در توصيف فرزند ابي طالب و كتابش گفته مى شود ، زيرا انسانى كه توانسته است مطلقى وابسته به كمال مطلق در روح خود بوجود بياورد ، تا آخرين فرد از كاروانيان « حيات معقول » نه غوطه وران در « حيات طبيعى محض » همراه انسان بوده بمنزلهء يك سرچشمهء انقطاع ناپذير منبعى براى « حيات معقول » انسان خواهد بود . مى توان گفت : همهء صاحبنظرانى كه وارد ميدان پرابعاد اين انسان كامل گشتهاند چه از هم كيشان خود امير المؤمنين كه از ديدگاه ارزشهاى اسلامى در وى نگريستهاند و چه از صاحبنظرانى كه بدون تكيه بر اصول و ارزشهاى اسلامى و فقط از آن ديدگاه كه اين فرزند ابي طالب تجسمى بسيار روشن از عاليترين اصول و ارزشهاى انسانى بوده است ، در يك نقطهء اتفاق نظر دارند ، اگر چه آن نكته را با يك كلمهء مشخص بيان نكردهاند و آن عبارتست از اين كه شكوفائى يك عشق ربانى ناب در درون وى بوجود آمده است كه توانسته است از مطلقى وابسته به كمال مطلق در حد اعلا برخوردار گردد .
دليل بسيار روشن بوجود آمدن چنين مطلقى در روح پاك امير المؤمنين عليه السلام اتصاف آن روح بزرگ است با : ١ - با صدق محض . ٢ - عدالت محض .
٣ - دريافت احترام منطقى ذات انسان كه آن مذهب انسانى كه باصطلاح ( اومانيسم ) ناميده مى شود ، در برابر آن بسيار ناچيز و فاقد يك منطق اساسى است . ٤ - عفو و