ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - آن سرنوشت نهائى حيات كه در انتظار انسان است با حيله پردازى پوچ و تباه مى گردد
نگهدارنده تر از صدق و وفاء نمى دانم ، در حقيقت دو عنصر متلازم تقوى را بيان مى دارد كه خود تقوى از مادهء وقايه بمعناى نگهدارى و حراست است ، بنا بر اين كسى كه داراى تقوى است در حقيقت سپرى در برابر عوامل متلاشى كنندهء شخصيت دارد .
٤ - و ما يغدر من علم كيف المرجع ( كسى كه بداند سرنوشت نهائى حيات او چيست مكر و حيله نمى كند ) .
آن سرنوشت نهائى حيات كه در انتظار انسان است با حيله پردازى پوچ و تباه مى گردد اعتقاد به اين كه حيات انسان بر مبناى محاسبهء دقيق استوار است و رشتهء اين محاسبه تا آخرين نفسهاى انسان در جريانست ، هرگز بخود اجازه نمى دهد كه اين محاسبه را مختل و به ضرر ابدى خود تمام كند . دلايل عقلى و منابع اسلامى با كمال صراحت اثبات نموده است كه سرنوشت نهائى حيات آدمى محصولى از مجموع گفتارها و اعمال و انديشهها و نيتها و هدفگيريهاى او است . احتمال اين كه شئون زندگى انسانى با انواع پديده هائى كه دارد ، رو به زوال و نابوديست ، مساوى احتمال اينست كه علتى بوجود بيايد ، ولى معلولى در دنبال خود نداشته باشد . اگر كسى معتقد به سرنوشت نهائى حيات باشد و بداند كه :
< شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > و بداند كه :
< شعر > اين جهان كوهست و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > و بداند كه : ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) [١] ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است ) .
[١] المدثر آيهء ٣٨ .