ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - سند و دليل اصالت مشورت
يك عبارت ديگر از گويندهء عبارت اول در پاسخ سؤال زير « يكى از مشكلاتى كه در برابر انسان قرار دارد اينست كه بشر هرگز نمى تواند هيچ چيز را از روى اعتدال انجام دهد ، ممكن است كارى را بخوبى آغاز كند ، اما سپس آنرا به افراط مى كشاند .
آيا بنظر شما بشر سرانجام رعايت حد وسط را خواهد آموخت » چنين مى گويد : « من مطمئنم و اميدوارم كه حد وسط را خواهد آموخت و بعقيدهء من نهايت لزوم را دارد و اين عمل كاملا ممكن است . من اين پيشگوئىهاى تاريك را كه در جريان آن هستيم ، بعنوان يك وحى منزل تلقى نمى كنم . من اميدوارى زيادى ندارم » [١] مى توان با كمترين تتبع و بررسى ، امثال عبارات فوق از همهء متفكران شرقى و غربى را بطور فراوان جمع آورى كرد . بسيار خوب ، با اين فرض كه اعتدال فكرى و عقل سليم فقط در افراد معدودى از انسانها وجود دارد ، چگونه مى توان مشورت و محصول آنرا بعنوان واقعيت تلقى نموده و آنرا پذيرفت پاسخ اين سؤال از ديدگاه اسلام بدينقرار است : اولا - تعليم و تربيت و ارشاد دائمى و مستمر انسانهاى جامعهء اسلامى آگاهى و برخوردارى از منطق واقعيات و تصفيهء درونى مردم را همواره وظيفهء اصلى خود ميداند . انجام اين وظيفهء حياتى كمك كاملا قابل توجه در آماده ساختن مردم براى درست انديشيدن در مبانى « حيات معقول » و مصالح و مفاسد آن خواهد نمود . اين وظيفهء حياتى از جملهء ربانى امير المؤمنين :
كلَّكم راع و كلَّكم مسئول عن رعيّته ( همهء شما چوپانيد و همهء شما در بارهء مردمى كه مى توانند از تفكرات و ديگر خدمات شما در راه « حيات معقول » شان بهره بردارى نمايند ، مسئوليد ) استفاده شده است .
ثانيا - اصل مشورت يك نعمت بزرگ خداوندى براى انسانها است كه آنان را به خود متكى مى سازد و از داشتن استعدادها و امكانات و نيروهاى
[١] راسل افكار خود را بيان مى دارد . نقل از توضيح و بررسى همين كتاب ص ١٤٢ .