ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - توضيحى در بارهء حاكميت خداوندى و سازگارى آن با حكومت مردم بر مردم
مغزى و روانى بدون اضطرار و بدون قرار گرفتن در جاذبهء اكثريت و با شناخت قانون و ريشهها و نتايج آن و با معرفت كامل به شرايط ذهنى و محتويات و عناصر روانى يك شخص بعنوان حاكم ، قانونى را وضع نمايند و حاكمى را انتخاب كنند و اين كه چنين وضع و انتخابى ديده نشده است ، تصادفى نبوده ، بلكه بجهت امكانناپذير بودن آن ميباشد . همه مى دانيم كه امروزه پس از نوشته شدن هزاران كتاب اجتماعى و سياسى و بروز متفكران بزرگ و مبارزات بسيار جدى در گذشته براى تحقق بخشيدن به شعار « حكومت مردم بر مردم » وضع قانون و انتخاب حاكم با چه صحنه سازيها و عواملى كه مردم را براى انعطاف و پذيرش آنچه كه خواسته شده است بجريان مى فتد . از طرف ديگر بدبينى تفريطى كه مى گويد : شعار مزبور بهيچ وجه تحقق نمى يابد ، همان اندازه مردود است كه خوش بينى افراط گرانه ، زيرا هيچ قانون و حاكمى كه براى يك جامعه وضع و انتخاب ميشوند ، نمى تواند مردم و خواستههاى آنان را بكلى ناديده بگيرد . و مسلم است كه وجدان آگاه بشرى اگر در افراد و گروههاى محدودهم بوده باشد ، بالاخره قانون و آن حاكم را كه از همه جهات ضد حيات بشرى است ، استفراغ نموده و با گذشت زمان و اجتماع شرايط ، آن قانون و آن حاكم را بزباله دان تاريخ فرستاده است .
از اين دو پديده چنين نتيجه مى گيريم كه شعار « حاكميت مردم بر مردم » بطور مطلق يك شعار بسيار جالب است كه هرگز در اين كرهء زمين كه ما در آن زندگى مى كنيم ، نه تحقق يافته و نه تحقق خواهد يافت . و آنگهى گمان نمى رود تا كنون براى تفسير اين شعار ، عناصر اصلى آن كه عبارتست از « مردم » و « حاكميت » كاملا روشن شده باشد . آيا مقصود از « مردم » موجودات آسمانى ملكوتى هستند كه كمترين خطائى نمى كنند و از هرگونه خودخواهى و لذت پرستى و سودجوئى و خود كامگى منزه و مبرا مى باشند يا همين موجودات است كه ما تا حدودى با هويتشان و با تاريخشان