ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - آيا حيله پردازى و مكارى ، نبوغ و استعداد و هشيارى و زيركى است
[ به وسيلهء نمايشهاى دروغين همان اصول و قوانين ] مستند به عواملى مى باشند كه ما برخى از آنها را يادآور مى شويم : عامل يكم - ناتوانى از حركت بر مبناى واقعيات و حقايق ، مانند بكار بردن عوامل تخدير بجهت ناتوانى از هشيارىها و آگاهىها . اين ناتوانان بجاى اين كه در صدد تحصيل قدرت بر حركت بر مبناى واقعيات و حقايق برآيند ، به حيله گرىها و مكرپردازيها روى مى آورند كه مبادا نقص و ناتوانى آنان را از قافلهء انسانهاى برخوردار از آن واقعيات باز بدارد . و بگويند كه ما هم با قافلهء واقعگرايان و حق طلبان همراه و هم قافله مى باشيم ولى مسلم است كه دير يا زود مشت اين دون صفتان بازگشته و چهرهء واقعى آنان آشكار مى گردد . زشتى كار اينان در اين نكته است كه آنان بجاى جبران ناتوانى و ضعف خود ، يا بجاى قناعت و اكتفاء به مقدورات محدودى كه دارند ، اقدام به حيله پردازى و مكارى مى نمايند ، و نمى دانند كه همان نبوغ و كياست و فراست و هشيارى و زيركىها را كه در راه نقشهها و حيله گرىها بكار مى اندازند ، قدرتهاى بسيار با ارزشى هستند كه يا آنانرا بهمان واقعياتى مى رسانند كه خود را از بدست آوردن آنان ناتوان مى بينند و يا مى توانند آنانرا موفق به وصول به واقعياتى نمايند كه اگر بالاتر و با ارزشتر از آنچه كه خود را محروم از آن مى دانند ، نباشد ، حد اقل مثل آن يا جبران كنندهء آن مى باشند .
بعنوان مثال : فرض مى كنيم يك انسان توانائى رسيدن به مقامى را كه دلخواه اوست ، ندارد و او به اين ناتوانى خود از راه اصول و قوانين مربوطه آگاه است ولى او مى خواهد بهر شكلى كه ممكن است آن مقام دلخواه خود را حيازت كند و فرض اينست كه از راه اصول و قوانين مربوطه نمى تواند آن مقام را بدست بياورد .
در اين فرض چنين شخصى داراى يكى از دو حال است : يا هيچ قدرت و وسيله اى ديگر براى وصول بآن مقام را ندارد ، يا واجد قدرت و وسيله ايست كه مى تواند بآن مقام برسد ، ولى بر مبناى اصول و قوانين مربوطه نيست ،