ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - جماعت و شورى
از زندگى فردى و اجتماعى داشته باشد و بگويد ملاك حكومت مردم بر مردم زور و قدرت يا تخيلات و خواستههاى بىاساس و نظريات شخصى حكام است گمان نمى كنم حتى ماكياولى كه بعقيدهء متفكرانى فراوان بزرگترين جنايت را به حيات سياسى انسانها نموده است ، ملاك حكومت را امور مزبور بداند زيرا ممكن است او بگويد : من كه براى زمامداران امور مزبوره را تجويز كردهام ، بعنوان ابزار و وسايلى براى رسيدن به هدف كه ابقاى زمامدارى است مطرح نمودهام . به هر حال ترديدى در اين نيست كه مقصود از حكومت مردم بر مردم ، حكومت عقول و وجدانهاى پاك مردم پس از تشخيص معناى « حيات معقول » بر - مردم مى باشد . در نتيجهء اين حكومت چنانكه گفتيم مانند حكومت روح بر صفات و فعاليتهاى انسانى است كه جلوه اى از حاكميت خداوندى بر مردم است .
جماعت و شورى در منابع اسلامى پديدهء جماعت و شورى بطور جدى مطرح است . اين دو روايت و مضامين شبيه به آن دو در منابع اسلامى وجود دارد :
الجماعة رحمة ( جماعت رحمت است ) .
و يد اللَّه مع الجماعة ( دست خدا با جماعت است ) .
اين دو روايت يك واقعيت عينى را مطرح كردهاند كه مردم در حال تشكل جمعى براى تحقيق و بدست آوردن يك هدف معقول مى توانند از فهم و عقل و وجدان يكديگر بهره بردارى كنند و هر يك از آنان كتابى گشوده در مقابل ديدگان ديگرى بوده باشد . اجتماع و تفاهم عقول انسانى حد اقل نتيجه اى را كه در بر دارد ، تصاعد حسابى محصول و بيشتر اوقات نتيجهء تصاعد هندسى ببار مى آورد .
افضل النّاس رأيا من لا يستغنى عن رأى مشير [١] ( بهترين مردم از نظر رأى
[١] [ غرر الحكم و درر الكلم - عبد الواحد آمدى - شرح خونسارى ص ٤٢٩