ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - در اين نقطهء حساس است كه روش سياسى امير المؤمنين ( ع ) از سياستمداران معمولى جدا مى شود
هم نشسته و دل به انسانها مى سوزانند و مشغول طرح ريزى سعادت مردم مى باشند ٣ - با اهميتترين قانونى كه يك « من سياسى » آنرا مختل و نابود مى سازد ، قانون هدف و وسيله است . اين قانون كه مى تواند مردم را از موقعيتهاى پست به موقعيتهاى عالى حركت بدهد ، براى « من سياسى معمولى » معناى ديگرى پيدا مى كند و اين شرط را در قانون مزبور ناديده مى گيرد كه فقط آن هدف مى تواند حقيقتى را وسيله قرار بدهد كه عظمت و ارزشش بالاتر از وسيله بوده و آنچه را كه وسيله داراى آن مى باشد ، دارا بوده و امتيازى بالاتر از آنرا داشته باشد .
در صورتى كه روش دائمى سياستمداران معمولى و حرفه اى هر هدفى را كه در كار خود انتخاب نمايند ، « من قدرتمند » خود را در آن هدف منظور نموده ، سهم بزرگى از مطلوبيت هدف را مستند به « من قدرتمند » خود مى داند و بعبارت روشنتر اگر هدف مثلا درصد درجه از مطلوبيت بتواند حقايقى را وسيله و قربانى نمايد ، هفتاد درجهء آن مطلوبيت ذاتى هدف و سى درجه خواست « من مقتدر » او است ، اگر رقيب يا رقباى وى بخواهند همان هدف را با ٩٩ درجه از مطلوبيت ذاتى هدف و يك درجه خواسته خودشان را در نظر گرفته و حقيقتى را وسيلهء آن قرار بدهند ، همان يك درجه را نكتهء ضعف محسوب نموده درصدد شكست دادن رقيب برمى آيند باين دليل كه او خواستهء من مقتدر خود را بحساب مطلوبيت ذاتى هدف گذاشته است .
٤ - اگر « من سياسى » توانسته باشد اصول اخلاقى و مذهبى خود را در اعماق سطوح روانى خود بايگانى كند ، پس از كناره گيرى از حرفهء سياست و وارد شدن آن اصول به سطح خود آگاه روان ، از « من سياسى » خود كه با « كس » ها بعنوان « چيزها » رفتار كرده است ، رويگردان شده و در صدد طرد آن بر مى آيد . آيا واقعا من بودم كه چنان كارهائى را مرتكب شدم آيا من بودم كه اين انسانها را اشيائى قابل هرگونه تصرف و زير و رو كردن مى ديدم اين مسائل چهارگانه هرگز در روش سياسى أمير المؤمنين ( ع )