ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - سند و دليل اصالت مشورت
العظمى آقاى نائينى متوجه شده است ، در حساسترين و با اهميتترين حادثهء دوران حكومتش با اين كه يقين به خطاى اكثريت داشت ، عمل به رأى اكثريت نموده و به حكميت تن داد ، و اين رأى اكثريت بر گرفتاريهاى امير المؤمنين افزود و مى فرمود : من بشما گفتم : اين كار حكميت صحيح نيست و در مبارزه با معاويه حق بجانب شما است و شما نپذيرفتيد . اين داستان رنج آور قانونى بودن آراء مردم را بخوبى اثبات ميكند . از مجموع آيات و روايات و روش مستمرى پيشوايان الهى اسلام كاملا اثبات مى شود كه شورى و مشورت يكى از اصول بديهى و ضرورى اسلام است كه ترديد در آن يا ناشى از بىاطلاعى است و يا معلول غرضورزيهاى نابكارانه . البته چنانكه در مباحث مربوط به داستان حكميت با نظر به متابع قطعى اين داستان كاملا اثبات شد كه امير المؤمنين عليه السلام حكميت را از روى مشورت نپذيرفته است ، بلكه بجهت بوجود آمدن آراء اكثريتى بوده است كه در سپاهيان امير المؤمنين ( ع ) با حيله گرى هواخواهان معاويه بروز كرد و مقاومت آن حضرت و ياران و خواص اصلى او مانند مالك اشتر مؤثر نشد و كار به متلاشى شدن سپاهيان آن حضرت منجر مى گشت .
سند و دليل اصالت مشورت با در نظر گرفتن شرايط پنجگانه اى كه در آيه ٣٧ و ٣٨ و ٣٩ سورهء الشورى ملاحظه نموديم و با در نظر گرفتن حكم عقل صريح كه هدف از مشورت رسيدن به واقعيت است و با در نظر گرفتن جملهء امير المؤمنين عليه السلام كه مشورت را عين هدايت معرفى فرمودهاند ، حقيقتى كه در مباحث گذشته مطرح شد ، مانند اصل بديهى بايد تلقى شود و آن حقيقت اينست كه عقول و وجدانهاى پاك مردم حجتهاى درونى مردم مى باشند ، چنانكه پيامبران حجتهاى برونى براى مردم هستند . با توجه به اين حقيقت است كه مى گوئيم : حاكميت مردم