ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - آيا امير المؤمنين ( ع ) رأى خود را تابع هواى آن سبك مغزها نمود
[ پيشتاز در مكتب ماكياولى ] در موقع بلند كردن قرآنها در سرنيزهها با كمال صراحت و اصرار شديد ، سپاهيان خود را از نقشهء شوم آن دو عضو مكتب ماكياولى مطلع ساخت و از دست كشيدن آنان از جنگ سخت بر آشفت و نهى اكيد فرمود .
٢ - هنگامى كه اكثريت سطحىنگر از سپاهيان امير المؤمنين با مكرپردازيهاى جانوران معاويه پرستى مانند اشعث بن قيسها و ديگر مزدوران وى فريب آن نقشهء شوم را خوردند ، و امير المؤمنين را در صورت عدم پذيرش حكميت تهديد به قتل نمودند و شيرازهء سپاه را از هم گسيختند ، با اين كه بنا به نقل همهء مورخين علامات پيروزى امير المؤمنين آشكار شده بود ، او را با توسل به رأى اكثريت مجبور به پذيرش حكميت نمودند . مسلم است كه اگر آن حضرت حكميت را نمى پذيرفت ، باستثناى چند نفر محدود مانند مالك اشتر و قيس بن سعد بن عباده [ بر فرض اين كه قيس در همان روزها حضور داشته است ] همهء آنان مى گفتند : پس كجا رفت « ( وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » ) [١] پس كو ( « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ الله » ) [٢] ( و امر مسلمانان در ميان خودشان با مشورت است ) ، ( و با آنان مشورت كن ) مشورت و رأى اكثريت بر اينست كه ما حكميت را بپذيريم ، و فرزند ابي طالب استبداد مى ورزد .
٣ - پس از اين مرحله ، مرحلهء تعيين حكم فرا مى رسد . در اين مرحله نيز با تمسك بهمان مشورت و اكثريت ابو موسى اشعرى با تمام مخالفتى كه امير المؤمنين در تعيين وى براى حكميت ابراز فرمود ، تعيين گشت . چنانكه از جريان اين مراحل روشن مى شود ، در هيچ نقطه اى از اين مراحل امير المؤمنين از هواى آنان تبعيت ننموده است ، بلكه آنان از روى جهل و حماقت ، موقعيتى را پيش مى آوردند كه قانون همان موقعيت را امير المؤمنين مراعات مى فرمود ، مانند كودكانى كه در حركاتش به لب بام برسند ، مادرشان پيش از
[١] الشورى آيهء ٣٨ .
[٢] آل عمران آيهء ١٣٩ .