ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - نور يقين بزرگترين عامل روشنائى انسانى در تاريكىهاى شبهات براى اولياء اللَّه است
با زيادى علم و كوششهاى بىاساس بوجود نمى يايد ، بلكه چنانكه در روايتى آمده است : يَقْذِفُه الله فى قَلْبِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه ( اين نوريست كه خداوند در دل آن بندگانى كه بخواهد مى تاباند ) البته مى دانيم كه مقصود از خواستن خداوندى ، خواستن بىعلت نيست ، بلكه علت اين خواستن و مشيت خداوندى را خود انسان با بكار بستن عقل سليم و عمل به نداهاى وجدان و تعهد برين ميباشد كه مربوط به اراده و عمل خود انسان است . آيات و روايات مربوط به نورانيت يقين فراوان است و همهء آنها بر اين حقيقت دلالت ميكند كه اين نورانيت معلول خلوص و صفاى قلبى انسان است كه واقعيات و حقايق را بطور ناب مى بيند .
اين بينش نورانى بزرگترين الطاف خداونديست كه به يك بنده عطا مى شود و در موقع روياروئى با تاريكيها و شبهات حيرت زده و ناتوان نمى ماند ، زيرا براى رسيدن به مقام والاى اخلاص حتما مجاهدتهاى خالصانه ضرورت دارد و مطابق آيهء شريفهء ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) [١] ( و كسانى كه در راه ما مجاهدت مى ورزند ، ما حتما آنان را به راههاى خود هدايت مى كنيم ) اينست موقعيت انسانهاى رشد يافته در برابر تاريكىها و شبهات و اما آنانكه به خصومت با خدا برخاستهاند ، از اين تاريكىها و شبهات سوء استفاده نموده ، از آنها براى گمراه كردن مردم بهره بردارى ميكنند و راهنمائى جز نابينائى ندارند .
چه در آن تاريكىها و شبهاتى كه خود براى فريفتن مردم بوجود آوردهاند و چه در آن تاريكىها و شبهاتى كه بطور طبيعى نمودار گشته و مردم در برابر آنها قرار گرفته باشند .
٧ ، ٨ - فما ينجو من الموت من خافه و لا يعطى البقاء من أحبّه ( با ترس از مرگ هيچ كسى از مرگ نجات پيدا نمى كند و با دوست داشتن بقاء هيچ كسى پايدار نمى ماند ) .
[١] العنكبوت آيهء ٦٩ .