ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٣ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
و الهمنا و ايّاكم الصّبر [١] سوگند بخدا ، من در خلافت و زمامدارى رغبت و احتياجى نداشتم و اين شما بوديد كه مرا به پذيرش خلافت دعوت نموديد و مرا به قبول آن وادار ساختيد ، هنگامى كه خلافت بمن رسيد ، من در كتاب خدا و آنچه كه بر ما مقرر فرموده و دستور داده است كه مطابق آن حكم كنيم ، نگريستم و از آن پيروى نمودم و همچنين در سنت پيامبر اكرم ( ص ) نگريستم از آن تبعيت نمودم و احتياجى به رأى شما و غير شما نداشتم و هيچ حكمى مطرح نگشت كه من آنرا ندانم و نيازى به مشورت با شما و ديگر برادران مسلمان داشته باشم . بلى ، اگر چنين نيازى بود ، من از شما و ديگر برادران اعراض نمى كردم . اما آنچه كه در بارهء تساوى همهء مردم در استفاده از بيت المال كه من مقرر داشتهام ، گفتهايد ، اين حكم مستند به رأى شخصى من نيست و اين مديريت در بارهء بيت المال مبتنى بر هواى نفس من نيست ، بلكه من و همچنين شما هم آنچه را كه پيامبر آورده است ، در همين تساوى در ميابيم . اين حكمى است از طرف خداوندى تمام شده است ، لذا در بارهء حكمى كه خدا تمام فرموده است و حكمش را در آن انفاذ نموده است ، احتياجى بشما نداشتم . سوگند بخدا ، در اين حكم تمام شده نه براى شما و نه براى غير شما حق اعتراض وجود ندارد . خداوند دلهاى ما و دلهاى شما را بطرف حق بكشاند و صبر و تحمل را براى ما و شما عنايت فرمايد ) .
آيا شما هم خود را به نادانى زده و حادثهء بىنظير بيعت مردم را با من ناديده مى گيريد مگر شما در متن كار نبوديد شما با چشم خودتان ديديد كه از طرف من هيچگونه ميل و اقدامى براى بدست آوردن زمامدارى وجود نداشت . اين مردم بودند كه با اشتياق بىنظير خود بزمامدارى من مقدمهء قانونى زمامدارى را براى من فراهم آورده و حجت پذيرش زمامدارى را براى من تمام كردند . پس از تصدى باين مقام ، مطابق كتاب و سنت كه براى
[١] خطبهء ٢٠٣ ص ٢١٠ و ٢١١ .