ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
فراموش كرديد و از آنچه كه شما را بر حذر داشتهاند احساس امن نموديد ، در نتيجه رأى و تفكر شما گمراه گشت و گرفتار تشتت امر شديد . و من دوست مى دارم كه خداوند ميان من و شما جدائى مى افكند و مرا بكسى كه از شما براى من سزاوارتر است ملحق مى ساخت ) .
اين خرسندىها و خندههاى بىعلت شما و اين دلخوشىهاى بىاساس شما براى آنست كه از اسرار وجودى خود غافليد و از سرنوشتى كه در انتظار شما است بىاطلاعيد .
٥٣ - بكم اضرب المدبر و ارجو طاعة المقبل فاعينونى بمناصحة خليّة من الغشّ سليمة من الرّيب ، فو اللَّه انّى لأولى النّاس بالنّاس [١] . ( من بوسيلهء شما كسانى را كه از حق رويگردان شدهاند ، مى زنم و بوسيلهء شما است كه اميد به اطاعت حق گرايان بستهام . پس مرا با خير خواهى خالى از پرده پوشى و سالم از شك و شبهه كمك كنيد . سوگند بخدا ، من سزاوارترين مردم براى مردم مى باشم ) .
من به خيرخواهى صاف شما علاقمندم ، با خيرخواهى صميمانهء خود بمن يارى كنيد ، من شايسته ترين مردم براى مردم هستم ، زيرا هم خود را مى شناسم و راه حق و عدالت را پيش گرفتهام و هم صلاح و فساد همهء مردم را مى شناسم .
٥٤ - و اللَّه لو لا رجائى الشّهادة عند لقائى العدوّ لو قد حمّ لى لقائه لقرّبت ركابى ثمّ شخصت عنكم فلا أطلبكم ما اختلف جنوب و شمال . انّه لا غناء فى كثرة عددكم مع قلَّة اجتماع قلوبكم . لقد حملتكم على الطَّريق الواضح الَّتى لا يهلك عليها الَّا هالك ، من استقام فإلى الجنّة و من زلّ
[١] خطبهء ١١٦ ص ٢٣٠ .