ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٤ - آيا حيله پردازى و مكارى ، نبوغ و استعداد و هشيارى و زيركى است
( و ما در زمانى بسر مى بريم كه اكثر مردمش مكر را هشيارى تلقى كردهاند و نادانان اين مكرپردازى را به مهارت در چاره جوئى نسبت مى دهند .
اينان در چه وضعى هستند خدا آنان را بكشد . انسان آگاه به دگرگونيها و تغييرات امور ، راه حيله گرى را مى بيند ، ولى در مقابل او از امر و نهى خداوندى براى ارتكاب به حيله گرىها مانعى وجود دارد ، در نتيجه آن حيله گرى را در عين حال كه قدرت بر اعمال آن دارد ، رها مى كند ، و كسى كه هيچ تأثر و اجتنابى در حيات دينى ندارد ، فرصت را براى حيله گرى غنيمت مى شمارد ) .
آيا حيله پردازى و مكارى ، نبوغ و استعداد و هشيارى و زيركى است اين نامگذارى و پوشاندن پردهء زيبا بر روى نابكاريهاى نابكاران و باطلهاى باطل گرايان تاريخى بس طولانى دارد و امير المؤمنين ( ع ) از وجود چنين نابكارى در عصر و زمان خود با صراحت كامل اطلاع مى دهد . آرى اين الفاظ و مفاهيم جالب با دست قدرت پرستان و احمقان بىشخصيت و ناآگاه كه وسيله هائى در دست آن قدرتمندان بودهاند ، مأموريت زشتى را انجام دادهاند و بقول مولوى :
< شعر > راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنى ميان نامها لفظها و نامها چون دامها است لفظ شيرين ريگ آب عمر ما است < / شعر > نبوغ ، كياست ، فراست ، هشيارى ، زيركى ، استعداد و امثال اين الفاظ كه داراى عاليترين معانى بوده و عوامل تماس صحيح و ارتباط شايسته با واقعيات مى باشند ، در پوشانيدن بىشرمى هاى مردم انگل صفت جوامع استخدام شدهاند . مكر و حيله و شيطنت كه عبارتست از محروم كردن مردم از واقعيات بوسيلهء ظاهر سازى و منحرف ساختن آنان از حقايق بوسيلهء نشاندادن حقيقت نماها و فريفتن انسانهائى كه مقيد به اصول و قوانين انسانى هستند ،