ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - آن سرنوشت نهائى حيات كه در انتظار انسان است با حيله پردازى پوچ و تباه مى گردد
محال است كه در طول زندگى تصور حيله گرى را به ذهن خود خطور بدهد . اما تصور اين كه سرنوشت نهائى حيات قابل اثبات نيست ، مساوى اين تصور است كه در اين زندگانى هيچ اصل و قانون و ارزشى جز خودمحورى وجود ندارد و آن همه احساسهاى عالى انسانى و دريافتهاى اصيل روحى كه از آغاز تاريخ بشرى تا كنون از اعماق درون انسانها مى جوشد و ميليونها كتاب در بارهء آنها نوشته شده و كاروانهاى انبوهى از پيامبران و اولياء اللَّه و حكماى راستين و ميليونها شهداى راه آن اصول و ارزشها و آن همه فداكارىهاى جدى در تحقق بخشيدن به آن اصول و ارزشها و انحصار آرامش و اطمينان روحى در جهان پر از اشارات قانونى در اين كارگاه معظم يك تكاپوى كلى براى محصول نهائى را نشان مى دهد ، همه و همهء اينها خيالات پوچ است و فقط آنچه كه واقعيت دارد اين است كه اين جهان جايگاه بازى و همهء انسانها بازيگران اين بازيگاه هستند بلى ، همين طور است :
< شعر > روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > ناصر خسرو حال برگرديم به معناى حيله پردازى و مكارى كه نابخردان آنرا هشيارى و نبوغ و استعداد مى نامند .
٥ ، ١١ - و لقد أصبحنا في زمان قد اتّخذ أكثر أهله الغدر كيسا و نسبهم أهل الجهل فيه إلى حسن الحيلة ما لهم قاتلهم اللَّه قد يرى الحوّل القلَّب وجه الحيلة و دونها مانع من أمر اللَّه و نهيه ، فيدعها رأى عين بعد القدرة عليها و ينتهز فرصتها من لا جريحة له فى الدّين