ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
زندگى يك شخصيت يا منش جداگانه خواهى داشت ، در همهء اين رويدادها عوامل ترديد و شك دامنگير تو بوده و وقاحت حركت با ترديد و شك را با اجبار شخصيت حيوانى خود توجيه خواهى كرد . تو در نامه هايت بطور فراوان مرا در برابر خود مطرح كرده ميگوئى : « من چنين ، تو چنان » « تو چنين ، من چنان » و هيچ بروى خود نمى آورى كه انسانى كه در نور يقين غوطه ور است قابل مقايسه با كسى كه در بيمارى مزمن شك و ترديد و لجاجت در برابر حق و واقعيت جان مى كند ، نيست .
١٠٦ - فأنّا صنائع ربّنا و النّاس بعد صنائع لنا [١] ( ما ساخته شدهء پروردگارمان و مردم ساخته شده بوسيلهء ما هستند ) .
شما اگر بخود بيائيد و در وضع ما و ديگران بينديشيد ، بخوبى درك خواهيد كرد كه ما خاندان عصمت با كمال تنزه از شهوات و مال و منال دنيا و مقام پرستى و استكبار و خود محورى نزديكترين رابطه را با پروردگار بزرگ بر قرار ساختهايم ، اين عنايتى است كه خداوند بجهت اعراض از غير او بما ارزانى داشته و ما را الگو و شاهد و شهيد و ميزان « حيات معقول » انسانها قرار داده است . خداوند در اين لطف و عنايت امتيازى بىعلت براى ما نداده است . بلكه نتيجه اى را براى راهى كه در زندگانى پيش گرفتهايم براى ما مقرر فرموده است .
١٠٧ - أى بنىّ ، انّى و أن لم أكن عمّرت عمر من كان قبلى - فقد نظرت فى اعمالهم و فكَّرت فى أخبارهم و سرت فى آثارهم حتّى عدت كأحدهم بل كأنّى بما انتهى الىّ من امورهم قد عمّرت من اوّلهم الى آخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره [٢] ( اى فرزند من ، اگر چه عمر مردم
[١] ج ٣ نامهء ٢٨ ص ٣٦ .
[٢] ج ٣ شماره ٣١ وصيت به فرزندش امام حسن ( ع ) ص ٤٦ .