ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - پس تشكل و تركيب شما با من ، صورى و بى اساس است
آنانرا در بر خواهد گرفت اگر چه ميلياردها انسان مختلف و متنوع بوده باشند .
حال ببينيم هدف اعلاى حيات من چيست و هدف حيات شما كدام است هدف اعلاى حيات من كاملا روشن و بى ابهام است و آن عبارتست از ورود در جاذبهء الهى و شما را هم كه مى خواهم و ادارهء امور شما را بدست گرفتهام براى شركت دادن شما در اين حركت تكاملى است . بهمين جهت است كه در همهء شئون زندگى شما ، مانند يك نگهبان احساس تعهد و وظيفه مى نمايم ، ولى شما چيز ديگرى را هدف زندگى خود قرار دادهايد ، شما خوشىها و لذايذ زندگى طبيعى را اگر چه بزبان نياوريد ، هدف زندگى مى دانيد و اگر هم گاهگاهى ابديت و ديدار خداوندى از درون شما خطور كند ، نه براى اينست كه آن امور نهائى را جدى و حياتى تلقى مى كنيد ، بلكه توجه بآن امور هم خود نوعى لذت جوئى در آينده ايست كه در انتظارش نشستهايد .
اين دو هدف گيرى متضاد ما را از يكديگر جدا ميكند و در آن حالت كه من براى پايان دادن به زندگيم يعنى در جهاد در راه خدا آماده ميشوم ، شما آماده نمى شويد و تنفس در روى زمين و نگريستن بروشنائى آفتاب بدون بينائى درونى را مانند هدف حيات تلقى نموده حاضر به ورود در مرز زندگى و مرگ نمى شويد .
٢٣ ، ٢٦ - و اللَّه إنّ امرء يمكَّن عدوّه من نفسه يعرق لحمه و يهشم عظمه و يفري جلده لعظيم عجزه ضعيف ما ضمّت عليه جوانح صدره ( سوگند به خدا ، آن مردى كه دشمن را بر خود مسلط بسازد كه گوشت او را بخورد و استخوانش را نرم و پوستش را بكند ، چنين شخصى سخت زبون است و دل او كه عضلات سينه اش آنرا احاطه كرده است ، ناتوان و درمانده است ) .