ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - حاكميت خداوندى يعنى چه
با اخلاص مطرح نمايد ، به آن حقيقت خواهد رسيد . بعنوان نمونه : اغلب پژوهشگران در فلسفهء حاكميت و قراردادهاى اجتماعى از طرز تفكرات ژان ژاك روسو اطلاع دارند و مى دانند كه اين شخصيت با اين كه در ضرورت و لزوم حكومت و اجتماع مبنى بر دموكراسى داد سخن داده و دلايل متقن و روشنى را براى اثبات مدعاهاى خود آورده است . اين متفكر بالاخره به اين نتيجه مى رسد كه « براى كشف بهترين قوانين كه بدرد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت رابطه اى نداشته باشد ولى كاملا آنرا بشناسد ، سعادت او مربوط به ما نباشد ولى حاضر شود به سعادت ما كمك كند . . . سپس مى گويد : بنا بر آنچه گفته شد ، فقط خدايان مى توانند چنانكه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند [١] . » البته كاملا روشن است كه منظور روسو از خدايان ، نمايندگان خدا در روى زمين ميباشد كه در اصطلاح اديان پيامبر ناميده ميشوند ، زيرا روسو مردى است مسيحى و يكتاپرست . و در جاى ديگر مى گويد : روح بزرگ قانون نويس تنها معجزه ايست كه مى تواند ماموريت آسمانى او را به خلق اثبات نمايد [٢] « تفاوت مهمى كه گفتهء روسو با افلاطون دارد ، در اينست كه افلاطون براى زمامدار شرايطى را لازم ميداند كه مجموع آنها را روسو در الهى بودن انسان قانونگذار كه كشف از وجود بعد الهى در قانونگذار مى نمايد مى پذيرد . بنظر مى رسد كه با توجه دقيق در طرز تفكرات هر دو شخصيت مزبور به حقيقتى خواهيم رسيد كه در مكتب اسلام مقرر شده است : اين حقيقت عبارتست از مشروط بودن قانونگذار به داشتن بعد الهى كه پيامبر اسلام و پيشوايان الهى بنام أئمهء معصومين از اين شرط برخوردار بودهاند ، با اين تفاوت كه رابطهء پيامبر با خدا بوسيلهء وحى مستقيم بوده و رابطهء ائمه با خدا بوسيلهء تخلق به اخلاق اللَّه و عصمت
[١] قرارداد اجتماعى تأليف ژان ژاك روسو ترجمهء آقاى غلامحسين زيرك زاده ص ٨١ .
[٢] همان مأخذ ص ٨٦ .