ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
نيست ، من بر جادهء حق حركت ميكنم و آنان بر لغزشگاههاى باطل ، مى گويم آنچه را كه مى شنويد و از خداوند متعال براى خودم و شما استغفار مى نمايم ) .
اينست جادهء حق و حقيقت كه در پيش گرفتهام ، همان يقين را به حقانيت اين راه دارم كه بضلالت و بطلانى كه دشمنان نابكار من پيش گرفتهاند . من راه خود را مى روم و آنان نيز راه خود را ادامه بدهند ، راه و علاماتى كه در اين راه نصب شده است مقصد غائى مرا با وضوح كامل نشان داده است ، آنان نيز در راهى كه پيش گرفتهاند ، علاماتى را كه گوياى لغزشها و پرتگاهها است مى بينند ولى هواهاى نفسانى وخامت عواقب آن راه را كه علامتها نشان مى دهد درك نمى كنند .
٩٧ - و اللَّه ما معاوية بأدهى منّى و لكنّه يغدر و يفجر و لولا كراهيّة الغدر لكنت من ادهى النّاس [١] ( سوگند بخدا ، معاويه از من هشيارتر و سياسىتر نيست ، ولى او حيله گرى مى كند و مرتكب گناه مى شود و اگر حيله گرى منفور و مبغوض نبود ، از سياسىترين مردم بودم ) .
وقيحتر از ارتكاب پليديها آنست كه نام آن پليديها را با الفاظ خوشايند بيارايند ، روبه صفتىها و خيانتها و بهره بردارى از ضعف و ناتوانى ناتوانان و پايمال كردن اصول انسانى را سياست و دهاء بنامند ٩٨ - السّلام عليك يا رسول اللَّه عنّى و عن ابنتك النّازلة فى جوارك و السّريعة الَّلحاق بك ، قلّ يا رسول اللَّه عن صفيّتك صبرى ورقّ عنها تجلَّدى الَّا انّ لى فى التّاسىّ بعظيم فرقتك و فادح مصيبتك موضع تعزّ فلقد وسّدتك فى ملحودة قبرك و فاضت بين نحرى و صدرى نفسك انّا للَّه و انّا اليه راجعون [٢]
[١] خطبهء ١٩٨ ص ٢٠٦ .
[٢] خطبهء ٢٠٠ ص ٢٠٧ و ٢٠٨