ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
( درود بر تو اى رسول خدا از من و از دخترت كه بهمسايگى تو فرود آمد و با شتاب ملحق بتو گشت . يا رسول اللَّه شكيبايىام از جدائى از دختر برگزيده ات كم شده و تحملم بسيار باريك گشته است ، الا اين كه با نظر به عظمت فراق تو و بزرگى مصيبتى كه جدائى تو بر من وارد آورده است ، براى خود تسليتى دارم . من تو را در لحد قبرت خواباندم و روح تو بود كه از ميان گلو و سينهام بپرواز در آمد . ما از آن خدائيم و بسوى او باز مى گرديم ) .
درود بر تو اى پيامبر عزيز ، يادگارى بس گرانبها از وجود نازنين تو داشتم كه چراغ شبهاى تارم بود و در فراق تو پاككنندهء چشمهاى اشكبارم .
فراق اين ياور الهىام ، شكيبائى از دلم گرفته و تحملم به باد رفته است . چه تسليتى بخود بدهم ، در مقابل چه مصيبتى در فراق پارهء تن تو در جدائى از وجود نازنين تو كه همهء اعماق جانم وابستهء آن بود ، جز اين كلمهء شفا بخش كه انا للَّه و انا اليه راجعون .
٩٩ - و اللَّه ما كانت لى فى الخلافة رغبة و لا فى الولاية اربة و لكنّكم دعوتمونى اليها و حملتمونى عليها فلمّا افضت الىّ نظرت الى كتاب اللَّه و ما وضع لنا و أمرنا بالحكم به فاتّبعته و ما استنّ النّبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فاقتديته فلم احتج فى ذلك الى رأيكما و لا راى غيركما و لا وقع حكم جهلته فأستشير كما و اخوانى المسلمين و لو كان ذلك لم ارغب عنكما و لا عن غيركما و امّا ما ذكرتما من امر الأسوة فإنّ ذلك امر لم احكم انا فيه برايى و لا ولَّيته هوى منّى ، بل وجدت انا و أنتما ما جاء به رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم قد فرغ منه فلم احتج فيما فرغ اللَّه من قسمه و أمضى فيه حكمه فليس لكما و اللَّه عندى و لا لغير كما فى هذا عتبى . اخذ اللَّه بقلوبنا و قلوبكم الى الحقّ