ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - نوع دوم - تعهد انسانى - الهى است
است ، مانند روايت معروفى كه مى گويد : كلّ شرط جائز الَّا ما خالف الكتاب او السّنّة ( هر شرط و عهدى جايز است مگر آنچه كه مخالف كتاب يا سنت باشد ) .
شرط اللَّه قبل شرطكم ( شرط و عهد خداوندى پيش از شرط و عهد شما است ) .
از طرف ديگر همهء آياتى كه دلالت بر ضرورت قطعى وفاء به تعهدهاى الهى مى نمايد ، هرگونه تعهدى را كه مخالف تعهدهاى الهى است مردود و مطرود مى سازد . اين يك مسئلهء كاملا روشن است كه خداوند متعال كه دستور به انجام و ايفاى تعهدها صادر كرده است ، هرگز امر به انجام خلاف دستورات خود نمى نمايد . لذا هرگز نمى توان به دروغ گفتن و هتك ناموس و دزدى و جنايت و خيانت به فرد و اجتماع و رباخوارى و حمايت از ظلم و بىاعتنائى به ناتوانان و پايمال كردن ساير واجبات و ارتكاب محرمات الهى تعهد بسته و ملزم به ايفاى آن بود . در روايتى معروف آمده است كه امام صادق عليه السلام يكى از ياران خاصش را خواست و به او فرمود : عائلهء من زياد شده است ، اين پول را بگير و جنسى بخر و با بازرگانانى كه به مصر مى روند ، برو و در آنجا بفروش و بيا ، آن شخص پول را مى گيرد و با بازرگانان مدينه جنسى را مى خرند و رهسپار مصر ميشوند . پيش از آنكه وارد مصر شوند در نزديكى مصر مى نشينند و يك نفر را مى فرستند تا وضع آن جنس را از نظر كمى و زيادى در بازار رسيدگى كند ، آن شخص رسيدگى ميكند و بر مى گردد و مى گويد : عرضهء اين جنس در بازار بسيار كم است ، در نتيجه قيمت جنس بسيار بالا است ، اين بازرگانان با يكديگر عهد مى بندند كه جنس را به بيش از قيمت عادلانه اش بفروشند و اين كار را ميكنند ، وقتى كه برميگردند و فرستادهء امام صادق ( ع ) بخدمت آن حضرت مى رسد سود بسيار زيادتر از سود عادلانه