ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - گروه سوم - آياتى است كه مى گويد خداوند متعال عهدى را كه با انسانها بسته است وفا ميكند
آن جبر و ضرورتى نبوده است كه در برابر زورگويان و قدرتمندان هم مستحكم و پايدار بوده باشد . اين ضعف و ناپايدارى ناشى از آن بوده است كه با قطع نظر از جنبهء خالقى تعهدها ، انگيزهء ديگرى جز ضرورت جبر اجتماعى وجود ندارد كه متعهد را به ايفاى تعهد ملزم نمايد . از طرف ديگر مى دانيم كه نظم و مقررات اجتماعى در برابر زورگوئى قدرتمندان بيخبر از انسان مانند تار عنكبوتى است بىدوام و ناپايدار . در صورتى كه فرد و جامعه ايكه جنبهء خالقى تعهد را انگيزهء خود قرار بدهد ، بدانجهت كه شخصيت انسانى الهى خود را در گرو تعهد خود مى بيند ، لذا ايفاى تعهد را نوعى تنفس ضرورى حيات خود ميداند .
گروه سوم - آياتى است كه مى گويد : خداوند متعال عهدى را كه با انسانها بسته است وفا ميكند .
وفاى خداوندى به عهدى كه بسته است از صفات جلاليه او است كه با كمال بىنيازى و غناى مطلق خبر از ايفاى عهدى كه بسته است مى دهد . اين مسئله در تفكرات دانشمندان الهى بطور جالب مطرح شده است :
< شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذت انعام خود را وامگير نقل و بادهء جام خود را وا مگير ور بگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقاش كى نيرو كند منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مى شنود < / شعر > در آن بيتى كه مى گويد :
< شعر > ور بگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقاش كى نيرو كند < / شعر > درست دقت شود كه هيچ پديده و قانونى نمى تواند دست خداوندى را ببندد ، با اين حال ، او خود را در حد اعلاى وفاكننده بعهد توصيف مى فرمايد : ( إِنَّ الله اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ ) [ التوبه آيه ١١١ ] ( و كيست وفا كننده تر از خدا