ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - حق چهارم - تربيت براى گرديدنهاى تكاملى
آنچه كه در اين مبحث بايد تذكر داده شود ، اينست كه موضوع تعليم جامعه حقى است كه زمامدار ملزم به ايفاى آن است ، نه اين كه تعليم جامعه فقط يك كار شايسته اى است كه زمامدار اگر آن را انجام داد ، محبوبيت اضافى بدست مى آورد ، بلكه چنانكه جملهء مورد تفسير با صراحت بيان مى دارد ، تعليم جامعه تكليف قطعى و الزامى است كه خدا بوسيلهء در خواست جامعه بعهدهء زمامدار گذاشته است . اين تعليم شامل همهء موضوعات فرا گرفتنى است كه « حيات معقول » مردم را امكان پذير مى سازد و مخصوص به موضوعات معين و مشخصى نيست .
حق چهارم - تربيت براى گرديدنهاى تكاملى زمامدار جامعهء اسلامى نمى تواند به تعليم محض قناعت بورزد و مغزهاى مردم را با دانستنىهاى مجرد و مفاهيم خشك پر كند ، ولى در صدد سازندگى روحى آنان برنيايد . علم براى عمل ، اينست شعار دائمى مكتب اسلام .
نهايت اين كه مقصود از عمل يك معناى بسيار وسيعى است كه باضافهء اعمال عينى در زندگى مادى و معنوى شامل اعمالى نيز مى شود كه ابعاد ذات انسانى را باز و آنها را به فعليت مى رساند ، مانند صبر و بردبارى در برابر ناملائمات و شكيبائى و خودنباختن در مقابل لذايذ و خوشىها و ظرفيت براى شنيدن و تحمل خلاف خواستهها و اشتياق جوشان براى وصول به معرفتهاى بيشتر .
با نظر دقيق در سه حق ( خيرخواهى ، تعليم ، تربيت ) باين نتيجهء قطعى مى رسيم كه سياست در اسلام با سياستهاى معمولى كه در جوامع غير اسلامى متداول است ، قابل مقايسه نمى باشد ، زيرا از حقوق سه گانه اى كه جامعه بر عهدهء زمامدار دارد ، معلوم مى شود كه سياست در اسلام فقط براى تنظيم روابط مادى افراد جامعه نيست ، بلكه اين سياست با كمال جديت پيش برد روحى پيروان خود را هم در متن خود تضمين كرده است . اين سياست زندگى مادى چند روزهء فرزندان آدم را هدف خلقت انسانها نمى داند كه همهء نيروهاى خود را در