ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
خود كوچك بينى ، زيرا با آن آگاهىها تصديق خواهد كرد كه مختصات عالم اكبر [١] مقتضى اين حركات تكاملى است كه حتى خود اين حركات هم با لا حول و لا قوة الا باللَّه اشباع شده است . حل مسئلهء دوم باين ترتيب است كه خود نيروى آزادى و انتخاب كه در موجوديت آدمى به وديعت نهاده شده است مربوط به مشيت بالغهء خداونديست و با داشتن چنين نيرو و امكانات و استعدادهاى عالى فقط عمل انتخاب و برخوردارى از نيروى آزادى شكوفا در اختيار مربوط به او است . عمل اين آزادى و انتخاب كه مربوط به خود انسان و ملاك مسئوليت و ارزشهاى شخصيتى او است ، همان اختيار است كه عبارتست از « نظارت و سلطهء شخصيت به دو قطب مثبت و منفى كار » اگر همين اختيار در آن لحظات كه بوجود مى آيد ، بخوبى مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد ، خواهيم ديد همهء واحدها و روابط و زمينههاى برون ذاتى و درون ذاتى اختيار واقعياتى هستند كه در مجراى قوانين عمومى عالم هستى در جريانند ، و هر كارى كه از روى اختيار صادر مى گردد ، بهيچ وجه بطور « تساوى دو قطب مثبت و منفى آن » در پهنهء عالم هستى نقش نمى بندد ، زيرا اين تساوى احساسى است در درون صادر كنندهء كار اختيارى كه از قدرت او بر انتخاب يكى از چند راه يا يكى از چند موضوع ناشى مى گردد . اساسىترين و با اهميتترين فعاليت روانى انسان همين « سلطه و نظارت شخصيت وى » بر كاريست كه صادر ميكند . اين فعاليت نشان دهندهء اوج ارتقاى انسانى بر قلهء مرتفع « حيات معقول » است كه شكوفائى ابعاد و ابتهاج ذات عامل اساسى آن است . اين شكوفائى و ابتهاج كه همراه با درك « هستى من چنين شايد » يا « چنين شايد هستى من » است نمى گذارد آدمى
[١] از كلام منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام اقتباس شده است كه فرمود : < شعر > أتزعم انّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > ( آيا چنين مى پندارى كه تو يك جرم كوچكى ، در صورتى كه جهان بزرگتر در درون تو درهم پيچيده است )