ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - حكومت مردم بر مردم مانند حكومت روح تصفيه شده بر صفات و فعاليتهاى انسانى
جامعه اش برترى داشته باشد ) امير المؤمنين ( ع ) در خطبهء يكم از نهج البلاغه يكى از اهداف رسالت رسولان را به فعليت رسانيدن و شكوفا ساختن عقول مردم معرفى كرده است : و يثيروا دفائن العقول ( و نهادىهاى مخفى عقول مردم را بر انگيزانند و به فعليت برسانند ) حال اين سؤال پيش مى آيد كه آيا دو حجت خداوندى عقل و پيامبر مى توانند مخالف متناقض با يكديگر بوده باشند چنين چيزى امكان پذير نيست كه پيامبران بيايند و عقول انسانها را در رديف خودشان و به اصطلاح معمولى همكار خودشان معرفى نمايند و سپس به تناقضگوئى و پيكار با يكديگر برخيزند اين هماهنگى عقل و پيامبر با اين مسئله تأييد و تأكيد مى شود كه يكى از منابع فقه اسلامى عقل است ( كتاب ، سنت ، اجماع ، عقل ) بنا بر اين ، احكامى كه از عقل سليم مردم در بارهء شئون زندگيشان صادر مى شود و آن حاكم رشد يافته كه اين احكام را در جامعه به مرحلهء تطبيق و اجراء در مى آورد ، حكومتى است از مردم بر مردم با وسيلهء احكام و قوانينى كه از پيشوايان فوق طبيعى و حجت باطنى انسانها كشف و صادر شده است .
حكومت مردم بر مردم مانند حكومت روح تصفيه شده بر صفات و فعاليتهاى انسانى با نظر به مجموع مباحث گذشته به اين نتيجه مى رسيم كه بجهت لزوم حاكميت خدا بر انسانها ، حكومت مردم بر مردم در مكتب اسلام ، عبارتست از حكومت روح و مديريت آن بر صفات و فعاليتهاى انسانى و هدف اصلى چنين حكومت عبارتست از تقويت دو بعد مادى و معنوى مردم و تقليل دردها و تأمين آسايشهاى آنان در مسير هدف اعلاى زندگى كه « حيات معقول » ناميده مى شود . تعيين چنين حكومت بوسيلهء بعد مادى محض و خواستههاى طبيعى خالص مردم كه از سرچشمهء خود محورى مى جوشد ، امكان پذير نيست . حكومت در اسلام جلوه اى از حاكميت خداوندى در روى