ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
نغب التّهمام انفاسا و افسدتم علىّ رايى بالعصيان و الخذلان حتّى قالت قريش : انّ ابن ابي طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب . للَّه ابوهم و هل احد منهم اشدّ لها مراسا منّى ، و اقدم فيها مقاما منّى لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين وها انا قد ذرّفت على الستّين و لكن لا رأى لمن لا يطاع [١] . ( خدا نابودتان كناد ، قلبم را با خونابه پر كرديد و سينهام را از خشم مالامال نموده و غمهاى متوالى را جرعه پس از جرعه بمن خورانديد ، رأى و نظرم را با نافرمانى و تنها گذاشتن من مختل ساختيد ، تا آنجا كه قريش گفتند : فرزند ابي طالب مرديست دلاور ، ولى فنون جنگ را نمى داند . خدا پدرشان را حفظ كناد ، آيا در ميان آنان كسى در امور جنگى با مهارتتر و با سابقه تر از من وجود دارد من هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم قيام به تكاپو در جنگ نمودهام ، هم اكنون ساليان عمرم از شصت تجاوز ميكند .
[ ولى چكنم ] كسى كه اطاعت نشود رايى ندارد . ) من دلى خونين و سينه اى پر درد از تهمتهاى نارواى شما دارم . آيا براستى اين حرفها را كه مى زنيد خودتان آنها را باور داريد آيا من داراى نيروئى بىتدبيرم اين همه پيروزيها را در دهها جنگ و جهاد متنوع كه قدرت و شجاعت براى ادارهء آنها يك عنصر محدود است ، فقط با قدرت و شجاعت موفق شدهام برويد براى سرپوش گذاشتن به ناتوانىها و سست - عنصريها و پليديهاى خود بهانهء ديگر بتراشيد .
٢٤ - اىّ دار بعد داركم تمنعون و مع اىّ إمام بعدى تقاتلون [٢] ( از كدامين وطن جز وطن خود دفاع خواهيد كرد و برهبرى كدامين پيشوائى بعد از من وارد نبرد خواهيد گشت ) .
[١] خطبهء ٢٧ ص ٦٥ و ٦٦ .
[٢] خطبهء ٢٩ ص ٧٠ .