ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
اجراى حق و سستى در بكار بردن آن روا بدارم .
٢٠ - اللَّهمّ انّى قد مللتهم و ملوّنى و سئمتهم و سئمونى فأبدلنى بهم خيرا منهم و ابدلهم بى شرّا منّى [١] ( خداوندا ، من آنانرا خسته و ملول كردهام و آنان نيز مرا خسته و ملول نمودهاند ، خدايا ، بهتر از آنان را بجاى آنان بر من عطا فرما ، و بدتر از من را بجاى من بآنان نصيب فرما ) .
اينست تضاد حيات طبيعى با « حيات معقول » ، تضاديست ناسازگار .
٢١ - فنظرت فاذا ليس لى معين الَّا اهل بيتى فضننت بهم عن الموت و اغضيت عن القذى و شربت على الشّجى و صبرت على اخذ الكظم و على امرّ من طعم العلقم [٢] ( پس نگريستم ، ياورى جز دودمانم براى خود نيافتم ، آنانرا از عرضه به مرگ نگه داشتم و چشم بر خسى كه در آن بود نهادم و با گلوى گرفته ، اندوه آشاميدم و بر فرودادن ناگواريها و تلختر از طعم زهرآگين درخت علقم تحمل نمودم ) .
تلخى مشاهدهء جهالتها و پستىهاى شما تلختر از شرنگهاى جانگزا است كه بايد آنرا تحمل كنم .
٢٢ - يا اشباه الرّجال و لا رجال ، حلوم الأطفال و عقول ربّات الحجال لوددت انّى لم اركم و لم اعرفكم [٣] ( اى انسان نماهاى ناانسان ، رؤياهاى كودكان در دلتان ، عقول حجله نشينان خود آرا در مغزهايتان ، اى كاش شما را نمى ديدم و شما را نمى شناختم . ) اى كاش ، شما انسانهاى بىهدف را نمى ديدم و از اين همه جراحات روحى در امان بودم .
٢٣ - قاتلكم اللَّه لقد ملأتم قلبى قيحا و شحنتم صدرى غيظا و جرّعتمونى
[١] خطبهء ٢٥ ص ٦١ .
[٢] خطبهء ٢٦ ص ٦٢ و ٦٣ .
[٣] خطبهء ٢٧ ص ٦٥ .