ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
١٦ - و انّى لراض بحجّة اللَّه عليهم و علمه فيهم [١] ( من به حجت خداوندى عليه آنان و علم او به همهء حالات آنان خرسندم ) .
حال كه خداى من به حال من و آنان آگاهست ، چه باكى دارم . « خداوندا تو مى دانى » اينست عامل محرك حيات و اميد من .
١٧ - و من العجب بعثهم الىّ ان ابرز للطَّعان و أن اصبر للجلاد هبلتهم الهبول ، لقد كنت و ما اهدّد للحرب و لا ارهب بالضّرب [٢] ( شگفتا ، براى من پيام فرستادهاند كه آمادهء جنگ شوم و به مشقت نبرد تحمل كنم زنها به ماتمشان بنشينند ، من تا كنون هرگز با جنگ تهديد نشدهام و كسى مرا با زدو خورد نترسانده است ) .
آرى ، براى شجاعترين مرد تاريخ و جدىترين قيافهء بشرى گاهى تبسم مختصرى هم لازم است و آن موقعى است كه روبه صفتان بزدل اين شير خدا را تهديد به جنگ نمايند ١٨ - و انّى لعلى يقين من ربّى و غير شبهة من دينى [٣] ( و قطعا ، من بر مبناى يقين پروردگارم استوارم و بدون شبهه اى در دينم حركت ميكنم ) .
شك و ترديد در حق و حقيقت پس از ديدن آن و پس از اختلاط آن با همهء سطوح روح آدمى امكان ناپذير است .
١٩ - و لعمرى ما علىّ من قتال من خالف الحقّ و خابط الغىّ من ادهان و لا ايهان [٤] ( سوگند به زندگيم ، براى من در نبرد با مخالف حق و كسى كه در گمراهى غوطه ور است ، نه تصنع و نفاق امكان پذير است و نه سستى . ) چون حق و حقيقت و عظمت آن را ديدهام ، ديگر نمى توانم روپوشى در
[١] خطبهء ٢٢ ص ٥٥ .
[٢] خطبهء ٢٢ ص ٥٥ .
[٣] خطبهء ٢٢ ص ٥٦ .
[٤] خطبهء ٢٤ ص ٥٨ و ٥٩ .