ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - تا يك بعد اين ارواح پوسيده وصله شود ، بعد ديگرى از آنها پاره مى گردد
صيانت ذات را از انحراف و كجروىها بازداشته و خود طبيعىاش را به من عالى انسانى مبدل نمايد .
مردم دوران امير المؤمنين ( ع ) اين من عالى انسانى را در وجود زمامدار خود مى ديدند و آن همه داد و فرياد امير المؤمنين كه اى مردم خودپرستى نكنيد .
اسير تمايلات حيوانى خود نباشيد ، كاشف از اين حقيقت است كه آنان قدرت بهره بردارى منطقى از صيانت ذات را داشته و مى توانستند كه تمايلات حيوانى خود را بسود برخوردارى از يك من عالى انسانى مهار كنند . اگر مقدارى مطالعه در بارهء همهء ملل و جوامع داشته باشيم ، باين نتيجه خواهيم رسيد كه آنان نيز از وجود شخصيتهائى با درجات مختلف ، و از اصول و قوانينى سازنده با اشكال گوناگون برخوردار بودهاند ، بطورى كه آنان نيز مى توانستند در تنظيم صيانت ذات گامهائى شايسته بسوى من عالى انسانى بردارند .
بنا بر اين ، بايد گفت : آنانكه با داشتن امكانات حركت از خودخواهى طبيعى به سوى من عالى انسانى ، از اين حركت سرباز زدهاند ، مقصر و گناهكارند و مقصرتر از آنان كسانى هستند كه بدون توجه به آن امكانات .
درصدد توجيه انحراف آنان برآمده با اصطلاح بافىهاى حرفه اى حقيقت را مى پوشانند مانند « محيط چنان اقتضاء ميكرد » ، « مربيان آگاه و دلسوزى نداشتند » ، « فرهنگشان مختل و تباه بود » ، « اقتصادشان فلج بود » . . . هيچ يك از اين تفسيرها در بارهء جامعه اى كه امير المؤمنين ( ع ) زمامدارى آنرا بعهده گرفته بود ، درست نيست ، زيرا در همان محيط دهها انسان رشد يافته كه در حوزهء تربيت امير المؤمنين ( ع ) به رشد روحى توفيق يافته بودند ، ديده ميشوند ، سلمان فارسى ، ابو ذر ، مالك اشتر ، عمار بن ياسر ، عمرو بن حمق خزاعى ، قيس بن سعد بن عباده ، اويس قرنى ، ابو ايوب انصارى ، و امثال اينان با درجات مختلف در همان محيط زندگى مى كردند . مردم آن دوران كدامين مربى بالاتر از فرزند ابي طالب را مى خواستند كه بدون كمترين توقع ثروت و