ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - اگر جنگ قانونى است ، سستى و دو دلى يعنى چه
مقام و كامجوئى و شهرت پرستى ، سعادت مادى و معنوى را براى آنان بخواهد .
آنان در انتظار كدامين فرهنگ سازنده بودند كه بتواند با عظمت فرهنگ اسلامى كه پيامبر براى آنان آورده بود ، برابرى داشته باشد . همچنين از نظر اقتصادى نيز نمى توان بهانه اى براى تباهىها و انحراف از مسير من عالى انسانى بدست آورد ، زيرا آن همه دستورات اكيد كه اسلام براى ريشه كن كردن فقر و احتياجات مادى صادر نموده و بوسيلهء انسانى مانند امير المؤمنين اجراء مى شد ، مى تواند بهانهء اقتصادى را كه براى انسان نشدن آورده مى شود ، از بين ببرد . باضافهء اين كه امير المؤمنين با نظر به گفتارها و كردارهاى عينى زندگيش به اهميت حياتى اقتصاد بيش از همه آگاه بوده است . آن انسان آگاه اگر مى ديد كه اختلال اصول اقتصادى است كه مردم را در لجن خودپرستى و تباهىها فرو برده است ، هرگز آن همه داد و فرياد نمى كرد و آن همه ابراز ناراحتى و زجر نمى نمود ، بلكه همهء كوشش خود را در راه اصلاح وضع اقتصادى به كار مى انداخت .
در صورتى كه ما مى بينيم سر تا سر نهج البلاغه پر از فرياد به مردم آن دوران است كه چه دليلى بر انحراف و تباهى داريد چرا با من حركت نمى كنيد چرا در راه بدست آوردن جاه و مقام هرگونه اصول انسانى را زير پا مى گذاريد خلاصه ، تا مسئله اى بنام خود پرستى وجود دارد ، گسيختگى و پاشيدگى و متلاشىشدن انسانها از يكديگر نيز ، بعنوان يك معلول ضرورى در جوامع وجود خواهد داشت .
١٥ لبئس لعمر اللَّه سعر نار الحرب أنتم ( سوگند بخدا ، شما جنگ افروزان بدى هستيد ) اگر جنگ قانونى است ، سستى و دو دلى يعنى چه اصل اينست كه هيچ انسانى انسان ديگرى را از پاى در نياورد . اصل