ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - تطبيق مديريتهاى سه گانه بر حكومت و زمامدارى در اجتماعات
نمودهاند . اينست آنچه كه هدف اعلاى امير المؤمنين ( ع ) در حكومت بوده است .
ولى هنگامى كه مردم از چنين حكومتى محروم باشند ، يا تبهكاريهاى خودشان موجب منتفى شدن چنين حكومتى از جامعه بوده باشد ، نوبت به مديريت و حكومت دو نوع اول و دوم مى رسد ( حكومت جبر طبيعى محض يا حكومت مخلوط از جبر طبيعى و اصول آرمانى و اخلاقى ) كه البته نوع دوم شايسته تر و مقدم بر نوع اول است . البته پرواضح است كه عامل حكومت جبر طبيعى محض همان طور كه امير المؤمنين عليه السلام بيان فرمودهاند امكان پذير ساختن حيات مردم در جامعه مى باشد و اما اگر انحراف مديريت و حكومت بحدى باشد كه حتى مخل حيات مردم باشد مانند تعدى و ستمگرى و تجاوز ، در اين صورت همان قانون جبر طبيعى زندگى ، حكومت جائر را دير يا زود ريشه كن خواهد كرد . چنانكه در اين روايت يا جملهء بسيار حكيمانه آمده است كه :
الملك يدوم مع الكفر و لا يدوم مع الظَّلم ( حكومت با كفر ممكن است باقى بماند ، ولى حكومت با ظلم بقائى ندارد ) .
زيرا باصطلاح معروف : « حكومت با ظلم نقض غرض است » و اما تكليف انسانهاى كمال جو و متقى در حكومتهاى منحرف همانست كه امير المؤمنين فرموده است : آنان بايد از حد اكثر امكانات خود در بجا آوردن اعمال صالحه بهره بردارى نمايند و تحمل ناگواريها و تلخىهاى حكومتهاى منحرف براى آنان موجب نيل به مقامات عاليه در پيشگاه خدا مى گردد .
١٥ ، ١٩ - و فى رواية اخرى . . . بدانجهت كه مضامين جملات اين روايت تقريبا مضامين همان جملات تفسير شده است ، لذا تكرار نمى كنيم .