ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
دانستهايد كه من باين زمامدارى شايسته تر از همه كس بودم . من سكوت و تسليم را مادامى كه امور مسلمانان سالم و روبراه باشد و ظلمى جز براى شخص من نباشد ، اختيار خواهم كرد ) .
من هرگز به ستمگرى و طغيانگرى تبهكاران در جامعهء انسانى تن نخواهم داد ، سكوت من تا جائيست كه فقط به شخص من ظلم شود ، نه بر ديگران .
٣٧ - او لم ينه اميّة علمها لى عن قرفى او ما وزع الجهّال سابقتى عن تهمتى و لما وعظهم اللَّه به ابلغ من لسانى [١] ( آيا علم و اطلاع آل اميه بر همهء شئون زندگى من ، آنانرا از عيبجوئى در بارهء من جلوگيرى نكرده است آيا سابقهء درخشان من نادانان را از وارد ساختن تهمت بر من مانع نشده است البته پند وعظ خداوندى بليغتر از زبان من است [ آيا بآن پند - هاى الهى هم گوش فرا نمى دهند ) اين اولاد اميه نه به علم خود در سوابق و شخصيت من اعتنائى ميكنند و نه به دستورات خداوندى در ارزيابى اصول انسانى و شخصيتها توجهى دارند پس اين نابكاران از جان انسانها چه مى خواهند و سخن چه كسى و كدامين مقام را خواهند شنيد ٣٨ - انا حجيج المارقين و خصيم المرتابين [٢] ( من خصم پيروز بر مردم خارج از دينم ، من دشمن غوطه وران در شك و ترديدم ) .
اينست نيت درونى و رفتار عينى من : خصومت با رويگردانندگان از دين فطرى اسلام و اعراض از غوطه وران در ترديد و شك با داشتن وسيلهء بر طرف كردن شك .
٣٩ - عجبا لابن النّابغة يزعم لأهل الشّام انّ فىّ دعابة و أنّى امرؤ تلعابة اعافس و امارس لقد قال باطلا و نطق آثما [٣] ( شگفتا بر عمرو بن
[١] خطبهء ٧٣ ص ١٢١ و ١٢٢ .
[٢] خطبهء ٧٣ ص ١٢١ و ١٢٢ .
[٣] خطبهء ٨٢ ص ١٤٥ .