ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
و هجرت از همه سبقت گرفتهام ) .
ناسزا و دشنام بمن را تحمل كنيد ، مادامى كه اشاعهء فساد نباشد و باعث رهائى شما از چنگال ستمگران گردد ، اما از من تبرى مجوئيد ، تبرى از من كه به فطرت اسلام زائيده شده و در « حيات معقول » حركت ميكنم ، نوعى تبرى از اسلام است .
٣٤ - و انّ علىّ من اللَّه جنّة حصينة فاذا جاء يومى انفرج عنّى و اسلمتنى ، فحينئذ لا يطيش السّهم و لا يبرء الكلم [١] ( و براى من از طرف خدا سپرى است محكم و نگهدارنده ، هنگامى كه واپسين روز زندگيم فرا رسد ، آن سپر نفوذ ناپذير از من كنار مى شود و مرا بدست اجل مى سپارد ، در آن موقع نه تير مرگ از من منحرف مى شود و نه جراحت وارده بهبود مى يابد ) .
قضاى الهى در سرنوشت زندگى و مرگ من ، خطى درخشنده دارد ، وظيفهء من تكاپو در « حيات معقول » است و هيچ تدبيرى آن خط درخشنده را نمى تواند محو نمايد .
٣٥ - و انّى لعالم بما يصلحكم و يقيم اودكم و لكنّى لا ارى اصلاحكم بإفساد نفسى [٢] ( و من آنچه را كه شما را [ طبق خواسته هايتان ] اصلاح ميكند و نافرمانىهايتان را برطرف مى سازد ، بخوبى مى دانم ، ولى هرگز با فاسد ساختن خودم دست بچنين اصلاحى نخواهم زد ) .
بيهوده مغز خود را شكنجه ندهيد ، و بدانيد كه در راه بر آوردن خواسته هاى حيوانى شما كه آنها را اصلاح خود مى دانيد ، روح خود را فاسد نخواهم كرد .
٣٦ - لقد علمتم انّى احقّ النّاس بها من غيرى و و اللَّه لأسلَّمنّ ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الَّا علىّ خاصّة [٣] ( قطعا شما
[١] خطبهء ٦٠ ص ١٠٤ .
[٢] خطبهء ٦٧ ص ١١٤ .
[٣] خطبهء ٧٢ ص ١٢٠ و ١٢١ .