ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
قد تنكَّرت و اعلموا ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم و لم اصغ الى قول القائل و عتب العاتب و ان تركتمونى فأنا كأحدكم و لعلَّى اسمعكم و أطوعكم لمن ولَّيتموه امركم و انا لكم وزيرا خير لكم منّى اميرا [١] ( مرا رها كنيد و كس ديگرى را بدست بياوريد . زيرا ما رو به وضعيتى پيش مى رويم كه داراى وجوه و رنگهاى گوناگون است و هر دلى در مقابل آنها نمى تواند مقاومت بياورد و هر عقلى قدرت . پايدارى در برابر آنها را ندارد . بدانيد كه آفاق جامعهء كنونى تيره و راهى كه در پيش است ابهام انگيز است و بدانيد كه اگر در خواست شما را براى پذيرش زمامدارى پذيرفتم بدون اين كه گوش به حرف منحرفين و توبيخ كنندگان بدهم ، راه خود را خواهم رفت و اگر مرا بحال خودم رهاكنيد ، من يكى از شما خواهم بود و شايد شنواترين و مطيعترين همهء شما باشم . من براى وزيرى بر امثال شما بهتر از زمامدارى مى باشم ) .
براى مردم بىپروا يك زمامدار بىپروا لازم است ، مردمى كه نخواهند راه رشد را پيش بگيرند .
٤٢ - امّا بعد ايّها النّاس فانا فقأت عين الفتنة و لم تكن ليجرؤ عليها أحد غيرى بعد ان ماج غيهبها و اشتدّ كلبها [٢] ( پس از حمد و ثناى خداوندى .
اى مردم من بودم كه چشم فتنه را كندم ( بر فتنه پيروز شد ) و در آن هنگام كه تاريكى فتنه موج زد و درد بيدرمان آن شدت گرفت ، كسى جز من جرئت نمى كرد كه وارد چنين كارى شود .
كمى بخود بيائيد و خوب بينديشيد ، آيا جز من كسى را خواهيد يافت كه با آشوبگريهاى مخرب مبارزه نمايد و آنها را پيش از آنكه جامعه را به تباهى بكشد ، ريشه كن نمايد .
[١] خطبهء ٩٠ ص ١٨٢ .
[٢] خطبهء ٩١ ص ١٨٣ .