ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - حاكميت خداوندى يعنى چه
( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ ) ( ما پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستاديم و كتاب و ميزان را با آن پيامبران نازل نموديم تا مردم به عدالت قيام كنند ) آيا حكومت عادلانه يا قوانين عادلانه براى وصول به رشد عدالت كه خداوند آنرا هدف رسالت پيامبران معرفى كرده است ، در نهاد و عقول سليم و وجدانهاى پاك آدميان وجود ندارد بلى حتما وجود دارد كه هيچ مكتبى تا كنون قدرت مخالفت با آنرا نداشته است ، اينست حاكميت خداوندى بر مردم بوسيلهء پيامبران كه كارى جز شكوفا ساختن نهادهاى مثبت انسانها ندارند .
٢ - همهء فلاسفه و دانشمندان انسانشناس با همهء اختلافاتى كه در جهان بينى و انسان شناسى دارند ، در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه انسان در مسير تكاملى به آن عظمت و استقلال مى رسد كه مى تواند اصول بنيادين سرنوشت حيات خود را بارور ساخته ، از امتيازات « حيات معقول » بر خوردار گردد . پىگيرى مستمر پيشتازان راستين بشرى در گذرگاه قرون و اعصار براى تقويت و به فعليت رسانيدن اين عظمت و استقلال بسيار جدىتر از آن بوده است كه حمايتگران قدرت پرستى و خود محورى و ماكياولىگرى بتوانند آنرا شوخى تلقى نمايند .
اين عظمت و استقلال بر پايهء آن آزادى كه آدمى را به مرحله اختيار بايد برساند ، استوار شده است . جستجوى جدى اين آزادى و اختيار در نهاد بشرى از اساسى - ترين نمودهاى حاكميت خداوندى بر انسانها است . رهائى از عوامل جبرى و شبه جبرى برون ذاتى و بدست آوردن اختيار را نمى توان بيك مشت عوامل و پديدههاى جبرى طبيعت و بنى نوع انسانى مستند ساخت . تلاش براى اين رهائى بوده است كه بشر را همواره از سقوط از پرتگاههاى نابود كننده حفظ نموده است . اين اختيار كه عبارتست از آزادى شكوفا در مسير خير و كمال بدون پذيرش موجود برين ( اللَّه ) و احساس تعهد براى وصول به خير و كمال كه قطعا ريشهء فوق طبيعى دارد ، امكان پذير نيست بنا بر اين ، معناى حاكميت خدا