ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - آيا حيله پردازى و مكارى ، نبوغ و استعداد و هشيارى و زيركى است
اگر هيچ قدرت و وسيله اى ديگر ندارد ، حال او حال ديگر ناتوانان است كه بطور اجبار از تكاپو براى وصول به مقصودش محروم و بىبهره مى باشد . اگر قدرت و وسيله اى دارد كه مى تواند بدون توجه و اعتناء به اصول و قوانين مربوطه مقام مزبور را بدست بياورد ، منطق عقلانى و وجدانى و مذهبى اقتضاء مى كند كه بوسيلهء آن قدرت ، مقصد صحيح ديگرى را دنبال كند كه موافق اصل و قانون و در حق او مشروع است . نبوغ ، كياست ، فراست ، هشيارى ، زيركىها با انواع گوناگونى كه دارند ، نيروها و وسايلى هستند كه نه تنها آن مقاصد را كه محبوب و دلخواه انسان است ، جبران مى كنند ، بلكه ممكن است بهتر و بيش از آنچه را كه مى خواهد نصيب او نمايند .
عامل دوم - جلب سود بيشتر براى ارضاى حس سودپرستيهاى خود ، اين عامل در قلمرو اقتصاد و مواد معيشت بسيار رايج و متداول بوده است ، مانند بوجود آوردن تقاضاهاى مصنوعى در مردم و كشيدن نقشههاى بسيار ماهرانه براى عرضهء مواد مضر و مفسد ، و بىارزش ساختن نتيجهء كار و كوشش انسانها و غير ذلك .
عامل سوم - بدست آوردن رياست و مقام و زمامدارى بر جامعه و يا ادامهء آن حيله گرىها و مكرپردازيها كه در اين راه انجام شده است و آن نيروها و انرژيها كه در زمينه سازى براى اين پديده مصرف شده است ، موجب بهت و سرسام آور است . شگفتآور اينست كه با اين كه حيله گران و مكرپردازان روبه صفت بهتر از همه مى دانند كه نتايج كارهايشان آن قدر قبيح و شرمآور است كه حتى خودشان هم در حالات اعتدال روانى نمى توانند بدون خجلت و سرافكندگى در آنها بنگرند ، مخصوصا در آن موقعيتها كه فريب - خوردگان به اشتياق وصول به واقعيت و نيل به حق ، در دام حيلههاى آنان گرفتار و تباه شدهاند . و با اين كه مى دانند كه اغلب حيله گرىها در معرض فاش شدن قرار گرفتهاند ، و با نظر به آينده اى كه در انتظار آنان نشسته است ، دير