ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
نكتهء ديگرى كه در جملهء فوق ديده مى شود بزرگى خطر و وخامت معصيت خدا است ، اگر چه با يك كار بسيار ناچيز انجام بگيرد . اين مضمون در يك روايت چنين آمده است : « نگاه نكنيد به كوچكى معصيت ، بلكه بزرگى آن خدا را در نظر بگيريد كه به او معصيت مى كنيد » .
٤٩ - ايّها النّاس لا يجرمنّكم شقاقى و لا يستهوينّكم عصيانى و لا تتراموا بالابصار عند ما تسمعونه منّى فو الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة انّ الَّذى انبئتكم به عن النّبىّ صلَّى اللَّه عليه و آله ، ما كذب المبلَّغ و لا جهل السّامع . . .
[١] ( اى مردم ، به مشقت انداختن من شما را وادار به گناه نكند و معصيت به من شما را در حيرت و گمراهى نيندازد . هنگامى كه به سخن من گوش فرا مى دهيد ، با گوشهء چشم بيكديگر ننگريد . سوگند به خدائى كه دانه را شكافت و نفوس انسانى را آفريد ، آنچه را كه بشما خبر مى دهم از پيامبر ( ص ) است ، نه تبليغ كننده دروغ گفته است و نه شنونده نادان بوده است .
شگفتا از چگونه رهبرى جدائى مى طلبيد از رهبرى كه سعادت مادى و معنوى شما را هدف خود قرار داده است . اين جدائى از شخص من نيست بلكه محروم كردن خود از سعادت و فضيلت است كه گناهى نابخشودنى است .
٥٠ - ما لى اراكم اشباحا بلا ارواح و ارواحا بلا اشباح و نسّاكا بلا صلاح و تجّارا بلا ارباح و ايقاظا نوّما و شهودا غيّبا و ناظرة عمياء و سامعة صمّاء و ناطقة بكماء . . .
[٢] ( چگونه است كه من شما را نمودهائى بى روح مى بينم . و ارواحى بىنمود ، عبادتكنندگانى بدون صلاح ، تجارت كنندگانى بدون سود ، بيدارانى در خواب رفته ، حاضرانى غايب و چشم بازانى كور و گوش -
[١] خطبهء ٩٩ ص ١٩٤ .
[٢] خطبهء ١٠٦ ص ٢٠٧ .