ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
بكم و أنتم دائى كناقش الشّوكة بالشّوكة و هو يعلم انّ ضلعها معها [١] ( بدانيد ، سوگند بخدا ، هنگامى كه شما را به چيزى دستور مى دهم ، شما را به آنچه كه اكراه داريد و خداوند خير را در آن قرار داده است ، وادار ميكنم ، اگر در انجام دادن دستور من استقامت ورزيديد ، شما را هدايت مى نمايم و اگر منحرف شديد ، تعديلتان ميكنم و اگر امتناع ورزيديد ، مطابق رفتارى كه پيش گرفتهايد ، با شما عمل خواهم كرد [ يا شما را رها كرده بوسيلهء مسلمانان ديگر جوامع تدارك خواهم نمود ] ولى بوسيلهء چه كسى و به چه كسى مى خواهم دردهاى جامعه را بوسيلهء شما درمان كنم ، درد من شمائيد ، مانند كسى كه خار را بوسيلهء خار بيرون بياورد ( با اين كه ميداند هر دو خار مثل همديگرند ) .
به دستورات من عمل كنيد ، از مشقت تكليف كه خير مادى و معنوى شما در آنست ، فرار نكنيد . هر دوائى تلخ و ناگوار است . هيهات چگونه مى توانم انحراف و بدبختىهاى جامعه را بوسيلهء شما بر طرف كنم ، در حالى كه شما خود وسيلهء انحراف و بدبختىها هستيد .
٥٦ - و أنّ الكتاب لمعى ما فارقته مذ صحبته [٢] ( قطعا ، قرآن با من است از آن موقع كه با قرآن دمساز بودهام از آن جدا نشدهام . ) كلام خدا كه قرآن ناميده مى شود در اعماق جان من موج مى زند ، من از قرآن جدا نبوده و نخواهم بود ، مگر نه اينست كه ما اهل بيت و قرآن دو ثقل جاودانى هستيم كه پيامبر در ميان انسانها گذاشته و رفته است ٥٧ - و الَّذى نفس ابن ابي طالب بيده لألف ضربة بالسّيف اهون علىّ من ميتة على الفراش فى غير طاعة اللَّه [٣] ( قسم بآن خدائى كه جان فرزند ابي طالب بدست اوست ، هزار ضربهء شمشير براى من آسانتر است از مرگ
[١] خطبهء ١١٩ ص ٢٣٣ .
[٢] خطبهء ١٢٠ ج ٢ ص ٣ .
[٣] خطبهء ١٢١ ص ٤ .