ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - ترجمهء خطبهء چهل و دوم
بطور قطع بايد گفت : دردهاى بيدرمان بشرى كه سرتاسر تاريخ ما را فرا گرفته است ، ميكربى جز هواهاى نفسانى ما ندارد . هر كجا ستمى و تجاوزى ديديد ، فورا بسراغ كشف ريشهء اصلى آن بپردازيد ، خواهيد ديد كه ريشهء اصلى آن ستم و تجاوز هواى نفسانى يك يا چند نفر بوده است . دليل اين كه در اين مسئله ادعاى قطع و يقين كرديم اينست كه هر چه مقابل هوى است ، اصيل و حقيقت است و جاى ترديد نيست كه از واقعيات اصيل و حقيقت هرگز ظلم و تجاوزى بوجود نمى آيد . خطاها و اشتباه كاريها ممكن است مردم يا خود انسان را براى مدتى حتى براى هميشه از برخوردارى از حقايق و اصالتها محروم نمايد ، ولى اين محروميت ظلم و تجاوز نيست ، دليل روشن اين مسئله اينست كه بشر در طول تاريخ گذشته اش بجهت غوطه ور شدن در مجهولهائى كه به ضرر او تمام شده است ، احساس ظلم و تجاوز نمى كند ، بلكه تأسف مى خورد از اين كه چرا آن مجهولات را دير كشف كرده است . بعنوان مثال : هزاران شايد ميليونها نفر در قرون و اعصار گذشته از بيمارى سل رنج برده و رخت از اين دنيا بر بستهاند ، اما بدانجهت كه جهل به معالجهء سل يك پديدهء اختيارى و از روى هوى نبوده است ، هيچ عاقلى نمى تواند گذشتگان را توبيخ كند باين كه چرا بيماران مسلول شما رنج كشيدند و از دنيا رفتند و شما ظالم و تجاوز كاريد ولى اگر يك يا چند انسان در امروز دواى بيمارى سل را بجهت سود پرستى كه آشكارترين مصداق هوى پرستى است ، براى بالا بردن قيمت آن احتكار كنند ، بدون ترديد اينان ستمكار و متعدى و مبارزه كننده با حق و محارب با خدا هستند .
برويم بسراغ آرزوهاى دور و دراز كه موجب فراموش شدن ابديت مى گردد . نخست اين نكته را در نظر مى گيريم كه فرق ميان آرزو و اميد در اينست كه اميد عبارتست از خواستن مطلوبى كه در آينده قابل تحقق است و چون قابل تحقق است ، بالضرورة مبتنى بر واقعيات و يا بر آنچه كه قابل تبديل