ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - ٣ - توضيحى در بارهء علم خداوندى كه با كلمهء ماضى يا مستقبل در قرآن ذكر شده است
مضمون اين دو آيه مى گويد كه : منظور الهى از ابتلاها و آزمايشها كه براى مردم وارد مى سازد براى حصول علم تازه نيست ، بلكه براى باز شدن استعدادها و بروز نيتها و هدفگيريها و گذشتها يا بروز اضداد اينها در روى صفحهء هستى است كه نتايج آنها مانند حلقههاى زنجير پشت سرهم كشيده مى شوند .
آيهء سوم - ( وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ وَلكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ الله لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ ) [١] ( و شما نمى توانيد شهادت گوش و ديدگان و پوستهاى خود را در بارهء اعمال خودتان بپوشانيد و لكن گمان كرديد كه خداوند خيلى از اعمال شما را نمى داند ) .
آيهء چهارم - ( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) [٢] ( امروز ( در قيامت ) بر دهانهاى آنان مهر مى زنيم و دستهاى آنان با ما سخن خواهند گفت و پاهاى آنان به آن چه كه اندوختهاند شهادت خواهند داد ) .
[ و ممكن است جملهء اخير ( بما كانوا يكسبون ) متعلق بهمهء جملات بوده باشد . در اين فرض معناى آيه چنين مى شود كه علت مهرزدن بر دهانهاى آنان و سخن گفتن دستها و شهادت پاهايشان اندوختههاى آنان خواهد بود ) .
معناى آيهء سوم و چهارم بخوبى توضيح مى دهد كه چگونه معلوم خداوندى در اجزاء و فعاليتهاى صفحهء طبيعت مانند گوش و ديدگان و پوست و دستها و پاها نمودار مى گردد و به سخن گفتن و شهادت مى پردازد . و همين معنى را در آيه اى ديگر چنين مى خوانيم : ( أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ الله الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ) [٣] ( آيا گمان كردهايد كه به بهشت وارد شويد بدون اين كه خدا بداند كسانى را از شما كه جهاد كردهاند و ندانسته باشد كسانى را كه در راه خدا
[١] فصلت آيهء ٢٢ .
[٢] يس آيهء ٦٥ .
[٣] آل عمران آيهء ١٤٣ .